✅ خیانت‌های یک عنصر وابسته (برش‌هایی از زندگی رضاخان)

🔻 قسمت چهارم ـ راه‌آهن و دیگر صنایع

ـــــــــــــ

▫️ مقدمه: این سلسله مطالب، فقط برای یادآوری برخی فرازهای زندگی پادشاه دست نشانده‌ی انگلیس ـ رضاخان ـ تهیه شده، تا مبادا «دروغ بزرگ» تریبون ملکه ـ بی‌بی‌سی ـ در خدمتگزار خواندش باورپذیر شود.

ـــــــــــــ

🔸 برخی به غلط تصور کرده‌اند که «احداث راه‌آهن در ایران» از اقداماتی است که رضاخان برای نخستین بار به آن اقدام کرد. در حالی که براساس اطلاعات موجود، احداث و بهره‌برداری راه‌آهن در ایران به سال 1227 (یعنی 73 سال قبل از ورود رضاخان به عرصه‌ی سیاسی کشور) باز می‌گردد که مربوط می‌شد به خط آهن رشت به بندر انزلی.

🔹 در سال 1261 (39 سال قبل از ورود رضاخان) خط آهن بین تهران و شاه عبدالعظیم مورد بهره‌برداری قرار گرفت.

🔸 در سال 1265 (35 سال قبل از ورود رضاخان) راه آهن محمودآباد به آمل (در مازندران) احداث گردید که قرار بود تا تهران ادامه یابد، ولی با کارشکنی پیمانکاران بلژیکی به شکست انجامید.

🔹 در سال 1295 (5 سال قبل از ورود رضاخان) خط ریلی مسیر تبریز به جلفا به طول ۱۴۹ کیلومتر افتتاح شد (که هنوز هم در حال بهره‌برداری است).

🔸 در سال 1297 نیز راه آهنی به طول ۶۰ کیلومتر از بوشهر تا برازجان به بهره‌برداری رسید.

🔹 راه آهن میرجاوه به زاهدان هم در سال ۱۲۹۹ افتتاح شد.

👈 یعنی تا پیش از ورود رضاخان به قدرت، بالغ بر 350 کیلومتر راه‌آهن در ایران مورد بهره‌برداری قرار گرفته بود.

▫️ واقع این است که فرآیند نوسازی خاورمیانه، برنامه‌ای بود که با مدیریت و هدایت اروپا از سال‌ها قبل آغاز گردیده بود و همزمان با ایران در سایر کشورهای منطقه نیز (ترکیه، عراق، لبنان و ...) در جریان بود. به نحوی که می‌توان ادعا کرد که در سال 1300، چه رضاخان به‌قدرت می‌رسید و چه نمی‌رسید، اقدامات مشابهی در جهت توسعه‌ی زیرساختهای ریلی کشور در دستور کار قرار داشت که توسط دولت وقت اجرا می‌گردید (برای مطالعه‌ی بیشتر به کتاب گذر از جامعه‌ی سنتی دانیل لرنر مراجعه نمایید).

▪️ مثال بارز و معاصر این پدیده، توسعه شگفت‌آور صنعت تلفن همراه در کشور است که از سال 1373 آغاز و ظرف کمتر از 10 سال به اقصی نقاط کشور توسعه پیدا کرد؛ حال مثلاً اگر دولت آقایان هاشمی و خاتمی نبود، آیا تلفن همراه به کشور نمی‌آمد؟

👈 نکته دیگر اینکه: همان مقدار از توسعه‌ی راه‌آهن ایران که در زمان رضاخان انجام شد نیز، در جهت منافع متولیان اصلی توسعه (آلمان، روسیه و انگلستان) بود نه در جهت رفع نیازهای داخلی ایران.

🔻 نقشه اولین خط آهن جنوب به شمال (که بندر امام خمینی فعلی را به بندر ترکمن وصل می‌کرد) نشان می‌دهد که این طراحی بیشتر برای ارائه خدمات لجستیکی به نظامیان اروپایی انجام شده بود که به‌خوبی تأثیر خود را در روزگار جنگهای جهانی نیز نشان داد.

🔻 در خصوص گسترش صنایع داخلی نیز، اقداماتی برای ایجاد چند کارخانه نساجی، کارخانه قند، کارخانه سیمان و برخی صنایع نظامی پیگیری شد که در تمامی آنها (بدون استثنا) سرمایه‌گذاری و مدیریت کار توسط خارجی‌ها (اغلب آلمان) انجام می‌شد و رضاخان و دولت ایران نقش چندانی در فرآیند این توسعه نداشتند، الا اینکه امکانات و نیروی انسانی کشور را برای توسعه‌ی صنایع مذکور، در اختیار کمپانی‌های آنها قرار دادند.

▪️ خیانت‌های یک عنصر وابسته (برش‌هایی از زندگی رضاخان)

▫️ قسمت سوم ـ بزرگ ارتشتاران!

ـــــــــــــ

🔻 مقدمه: این سلسله مطالب، فقط برای یادآوری برخی فرازهای زندگی پادشاه دست نشانده‌ی انگلیس ـ رضاخان ـ تهیه شده، تا مبادا «دروغ بزرگ» تریبون ملکه ـ بی‌بی‌سی ـ در خدمتگزار خواندش باورپذیر شود.

ـــــــــــــ

🔸 گفته شده که رضاخان بنیانگذار «ارتش نوین» در ایران است.

👈 سؤال این است:

ـــ آیا تا پیش از حکومت رضاخان، ایران فاقد نیروی نظامی بود؟

ـــ آیا عملکرد نیروهای نظامی ایران پیش از حاکمیت رضاخان، یکسره ضعیف بوده است؟

ـــ کارنامه ارتش ایران در دوره حاکمیت رضاخان چگونه است؟

👈 پاسخ اینکه:

🔹 اولاً ایران تا پیش از حکومت پهلوی دارای سازوکارهای نظامی روشنی بود. ساماندهی نیروهای نظامی ایران در زمان عباس‌میرزا ولیعهد فتحعلی‌شاه آغاز شد و «سر و سامان دادن به ارتش» را از جمله اقدامات تاریخی امیرکبیر (80 سال قبل از رضاخان) عنوان کرده‌اند؛ به تعبیر صحیح‌تر امیرکبیر را باید بنیانگذار سازمان جدید نظامی در ایران (ارتش) قلمداد کرد. او بود که توانست آموزشهای منظم دروس نظامی را برای ارتشیان برنامه‌ریزی و اجرا کند، کارخانه‌های مهمات‌سازی تأسیس کند، نظامی برای ارتقاء صاحب‌منصبان نظامی براساس شایستگی فراهم آورد و نظم و نسقی به وضع پوشش و لباس نظامیان بدهد.

🔹 ثانیاً عملکرد نیروهای نظامی ایران تا پیش از حکومت پهلوی (علیرغم شکستها و پیروزهای متعدد در طول تاریخ) حاوی فرازهای تاریخی باشکوهی که اغلب، حتی مشابه آنها در طول حاکمیت 20 ساله رضاخان دیده نشده است. از جمله تنها در قرنهای منتهی به حاکمیت رضاخان می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

ـــ جنگهای طولانی با عثمانی (از زمان صفویه تا افشاریه و بعد قاجاریه) که از سال 893 هجری شمسی (با جنگ چالدران) آغاز گردید و تا سال 1218 هجری شمسی ادامه یافت (که منجر به عهدنامه ارزروم در زمان امیرکبیر شد)

ـــ در سال 1182 هجری شمسی جنگ اچمازین و پیروزی سپاهیان ایران به فرماندهی عباس میرزا بر قوای روس

ـــ در سال‌های 1184 تا 1186 هجری شمسی دفع حمله سپاه روس از گیلان به فرماندهی عباس میرزا و پسرش جهانگیر میرزا

ـــ در سال‌های 1187 تا 1190 هجری شمسی دفع حمله سپاه روس (به فرماندهی گودوویچ) از منطقه ایروان در ارمنستان

ـــ تا حدود 1192 هجری شمسی قوای نظامی ایران پیروز اغلب نبردهای با نظامیان روس بودند.

🔹 ثالثاً تنها صحنه‌ی درگیری نظامی ارتش رضاخان با بیگانگان در دوره‌ی اشغال ایران توسط قوای متفقین امکان‌پذیر بود، صحنه‌ای که با تسلیم مفتضحانه یا فرار خفت‌بار ارتش رضاشاهی از برابر قوای متفقین در تاریخ ماندگار شد! ارتش نوین پادشاهی! تسلیم بی قید و شرط دشمن شد و حتی افتخار «یک روز مقاومت» را نیز از خود سلب کرد!!

ــــــــــــــــ

👈 بله، اگر منظور از بنیانگذاری ارتش نوین در ایران، اجباری کردن خدمت سربازی، یا متحدالشکل کردن دوباره‌ی لباس نظامیان و استقرار سلسله مراتب جدید باشد، اینها کارهایی بود که رضاخان به توصیه‌ی مستشاران خارجی و به تقلید از کشورهای اروپایی انجامشان داد (کما اینکه بسیاری دیگر از از اقدامات او نیز نظیر: تأسیس دانشگاه و ... همینگونه اجرا شد)، اما اگر منظور تقویت قوا و توانمندیهای نظامی ایران باشد، عملکرد مفتضحانه‌‌ی ارتش رضاخان در مقابل متجاوزان، خود گویای همه‌چیز است!

✅ خیانت‌های یک عنصر وابسته (برش‌هایی از زندگی رضاخان)

◀️ قسمت دوم ـ تمامیت ارضی!

ـــــــــــــ

🔻 مقدمه‌ی تکراری اما لازم!

▫️ «یوزف گوبلز» وزیر تبلیغات هیتلر، فلسفه‌ای داشت؛ می‌گفت برای اینکه یک «دروغ» باورکردنی شود، اولا باید خیلی بزرگ باشد، ثانیا به شدت تکرار شود.

▫️ چندی است که برخی رسانه‌ها و شبکه‌های داخلی، همنوا با تبلیغات هدف‌دار تریبونهای وابسته به ملکه انگلیس، به تطهیر خباثتهای خاندان پهلوی و در رأس آنها رضا خان روی آورده‌اند. این سلسله مطالب فقط برای یادآوری برخی فرازهای تاریخ 20 ساله پادشاهی این دست نشانده‌ی انگلیس تهیه شده است.

ـــــــــــــ

🔹 در تیر ماه سال 1316 پیمان چهارجانبه‌ای در تهران به امضای مقامات ارشد ایران، عراق، ترکیه و افغانستان می‌رسد که در تاریخ به «پیمان سعدآباد» معروف است.

🔸 دولت‌های امضاکننده این پیمان متعهد شدند از مداخله در امور داخلی یکدیگر خودداری کنند، مرزهای مشترک را محترم بشمارند، از هرگونه تجاوز نسبت به یکدیگر خودداری ورزند و از تشکیل جمعیت‌ها و دسته‌بندی‌هایی که هدف آن‌ها اخلال در صلح میان کشورهای همجوار و هم پیمان باشد جلوگیری کنند.

🔹 بلافاصله اقداماتی برای تعیین مرزهای مشترک بین چهار دولت هم‌پیمان به جریان افتاد که در خلال این اقدامات رضاخان با دست و دلبازی و به منظور حفظ دوستی! با سه کشور دیگر، مناطق مهمی از کشور را به همسایه‌ها واگذار کرد؛ از جمله:

ــ قسمتی از ارتفاعات مهم آرارات در شمال غربی ایران به ترکیه بخشیده شد!

ــ در جریان تعیین خط مرزی ایران و عراق، اداره کامل اروندرود (شط‌العرب) به عراق واگذار شد!

ــ ایران از بازگرداندن مناطق تاجیک‌نشین مورد اختلاف با افغانستان به‌کلی چشم‌پوشی کرد!

🔸 اشاره به مختصری از خاطرات سرلشکر ارفع که عضو ارشد هیات مذاکره کننده با ترکیه بر سر منطقه مورد اختلاف آرارات بود، خالی از لطف نیست:

🔻 ارفع می‌گوید: «در فرآیند مذاکرات، با یک سرهنگ ترک بر سر موضوعی مورد اختلاف با حرارت بسیار بحث می‌کردیم، او گفت: ما به نظر اعلیحضرت شاهنشاه ایران اطمینان کامل داریم، هرچه ایشان بفرمایند قبول می‌کنیم. من هم نقشه‌ها را جمع کردم و یک راست به کاخ سلطنتی نزد رضاخان رفته و شروع کردم به توضیح دادن درباره موضوع مورد اختلاف که فلان تپه چنین است فلان منطقه چنان است. پس از مدتی که با حرارت عرایضی کردم با کمال تعجب دیدم ایشان به حرف‌هایم چندان توجهی ندارد.  فرمودند: مهم نیست که این تپه از آن که باشد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. آنچه مهم است این است که ایران و ترکیه با هم دوست باشند».

👈 متاسفانه ژن دست و دلبازی از کیسه‌ی ملت، از رضاخان به فرزندش منتقل شد و سی و چند سال بعد، محمدرضا نیز «بحرین» را به همراه 33 جزیره‌ی تابعه‌ی آن (با مساحت حدود 700 کیلومتر مربع) به آل خلیفه بخشید!

ــــــــــــــ

🔻 این بود فرازی از اقدامات رضاخان در جهت «حفظ تمامیت ارضی ایران»!!

▪️ خیانت‌های یک عنصر وابسته (برش‌هایی از زندگی رضاخان)

▫️ قسمت اول ـ ناامنی!

ـــــــــــــــ

🔻 «یوزف گوبلز» وزیر تبلیغات هیتلر، فلسفه‌ای داشت؛ می‌گفت برای اینکه یک «دروغ» باورکردنی شود، اولا باید خیلی بزرگ باشد، ثانیا به شدت تکرار شود.

🔻 چندی است که برخی رسانه‌ها و شبکه‌های داخلی، همنوا با تبلیغات هدف‌دار تریبونهای وابسته به ملکه انگلیس، به تطهیر خباثتهای خاندان پهلوی و در رأس آنها رضا خان روی آورده‌اند. این سلسله مطالب فقط برای یادآوری برخی فرازهای تاریخ 20 ساله پادشاهی این دست نشانده‌ی انگلیس تهیه شده است.

ـــــــــــ

👈 می‌گویند ایران ناامن بود و رضاخان برای ایران امنیت آورد. درست است، زمانی که رضاخان قدرت را به دست گرفت جامعه دچار درهم‌ریختگی بود، اما سؤال این است که:

🔹 1ـ منشاء آن چه بود؟

🔹 2ـ میزان آن چقدر بود؟

🔹 3ـ و رضاخان در این حوزه چه کرد؟

🔻 و اما پاسخ:

👈 1) بخشی از بی‌نظمی‌ها حاصل هرج و مرج‌های پس از انقلاب مشروطه بود (کشوری که تازه انقلاب کرده و هنوز نهادهای تازه جایگزین نهاد‌های قبلی نشده)، اما سهم بیشتر ناامنی‌ها، پیامدهای جنگ اول جهانی و ورود قوای خارجی به خاک ایران و درگیری ارتش‌های متخاصم در خاک ایران و در پی آن بروز قحطی در کشور بود، یعنی دقیقاً مسئله‌ای که دولتهای استعماری انگلیس، روس و فرانسه عامل ایجاد آن بودند.

اما این دولتها در پشت ایجاد ناامنی به دنبال چه بودند؟

🔻 «ایجاد حکومت دست‌نشانده و حافظ منافع استعمار» مهم‌ترین هدف این سه کشور از ایجاد هرج و مرج در ایران بود که البته انگلستان موفق شد گوی سبقت را از دو استعمارگر دیگر بوده و عنصر وابسته به خود را به حکومت برساند.

🔻 «قاجار» هرچه بود، دست‌نشانده نبود و همین باعث می‌شد که گوش به فرمان مطلق نباشد و گاه جرأت نموده خلاف خواست دولتهای غربی عمل کند. آنها به مهره‌ای نیاز داشتند که تابع محض باشد؛ لذا خودشان ایران را ناامن کردند و بعد که رضاخان را آوردند، خودشان به او کمک کردند که ناامنی‌ها! را مرتفع کند!!

👈 2) در همان سالهای به‌ظاهر ناامن، مال‌التجاره و کالاهای خارجی تجار انگلیسی و روس چگونه از بنادر خلیج‌فارس به تهران و سایر شهرها می‌رسید؟ چگونه دولت‌های غربی حاضر شدند کارکنان و دیپلمات‌های خود را به کشوری «ناامن» اعزام کند؟ چگونه در بوشهر، شیراز، اراک، اصفهان، تهران، تبریز، رشت و ده‌ها شهر دیگر، دفاتر تجاری و نمایندگی داشتند؟

🔻 چگونه ده‌ها مستشار و صدها میسیونر اروپایی در اقتصاد و فرهنگ ایران مشغول اجرای برنامه‌های خود بودند و ده‌ها مدرسه در نقاط مختلف ایران تأسیس کرده بودند؟ بله! ناامنی‌هایی بود، اما نه برای اروپاییان!! که خود منشاء ایجاد (و لذا کنترل آن) بودند.

👈 3) مبارزه با هرج و مرج، پیش از رضاخان هم در جریان بود، آنچه که مانع توفیق دولتهای قبلی شد، اراده‌ی استعمارگران برای تدام هرج و مرج تا رسیدن ایشان به خواسته‌هاشان بود.

🔻 نمونه‌های اقدام دولتهای قبلی:

ــ سرکوب شورش سالارالدوله

ــ سرکوب ارشدالدوله

ــ سرکوب نایب حسین کاشی

ــ حتی مقابله با نهضت جنگل و قیام کلنل محمدتقی پسیان، سالها قبل از کودتای 1299 آغاز شده بود.

ـــــــــــــ

👈 پس به نظر می‌رسد «ایجاد امنیت»، طرحی بود که انگلستان آن را به‌خوبی بهانه کرد تا فرد قلدر (در مقابل ملت) و مطیع (در برابر انگلستان) را روی کار آورد که تضمین کننده منافعش باشد.

نبرد رسانه‌ای در جبهه‌های فرهنگی

▫️ چهل سال است که تمدن نفس‌محور و لیبرال ـ سکولار منبعث از تحولات قرنهای اخیر اروپا که همینک راهبری آن در جهان بر عهده‌ی آمریکا قرار دارد، با معضلی اساسی به نام «انقلاب اسلامی» مواجه شده است؛ پدیده‌ای که همچون استخوانی در گلوی نظام سلطه مانده، نه می‌تواند آن را ببلعد و استحاله سازد و نه می‌تواند آن را بیرون انداخته و محوش نماید. البته از حق نگذریم؛ حاصل تلاشهای شبانه‌روزی استراتژیست‌ها و تئوری‌پردازان غربی و حمایت‌های اربابان زر، زور و تزویر، فضای حیاتی سختی را برای این مولود نوپا فراهم کرد و باعث شد تا توسعه‌ی آرمانهای حق‌طلبانه و عدالت‌خواهانه‌ی آن به‌کندی انجام شود.

▪️ ترور شخصیتهای اثرگذار، ایجاد آشوبهای جدایی‌طلبانه، تحمیل 8 سال جنگ تمام‌عیار نظامی، حمله به شهروندان غیر نظامی (نظیر سرنگونی هواپیمای مسافربری)، تخریب زیرساختهای اقتصادی (سکوهای نفتی و ...)، تحریم همه‌جانبه‌ی اقتصادی، تهاجم فرهنگی و رسانه‌ای، حمایت از حرکتهای فتنه‌ساز، جاسوسی، نفوذ دادن عوامل اجرای برنامه‌های خود در ساختارهای مختلف نظام، تلاش در جهت اختلال در سلامت و امنیت غذایی مردم از طریق توسعه‌ی محصولات غیرارگانیک و هزاران هزار اقدام مخرب دیگر که حتی فهرست کردن تمامی این جنایتها، خود مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد، بخشی از اقدامات مقابله‌جویانه‌ی نظام سلطه برای براندازی نظام برآمده از انقلاب اسلامی و یا حتی در صورت امکان، از میان بردن ملت ایجاد کننده‌ی این انقلاب بوده است.

▫️ پاسخگویی به هر کدام از تهدیدهای فوق، تاکتیک ویژه‌ای را می‌طلبید؛ تقویت توان نظامی، تقویت اشراف اطلاعاتی، توسعه‌ی زیرساختهای اقتصادی، بهبود نظام‌های مدیریتی، حمایت از محصولات فرهنگی و اقدامات متناسب دیگر، همه و همه بازخوردهایی است که در طول 40 سال گذشته از سوی نهادهای مختلف نظام برای مقابله با دشمنی بدخواهان طراحی و اجرا شده است.

▪️ اما در این میان، نبرد در حوزه‌های فرهنگی داستانی است که به تحلیل جداگانه‌ای نیاز دارد. متولیان نظام سلطه، خیلی زود دریافتند که «جنگ سخت» راه مناسبی برای رسیدن به اهداف و به زانو درآوردن انقلاب اسلامی نیست، پس به‌سرعت تغییر تاکتیک داده و ابزارهای «جنگ نرم» را روانه‌ی میدان نبرد نمودند. تهاجم فرهنگی در شکل یک مبارزه‌ی همه جانبه برای سرنگونی انقلاب اسلامی یا لااقل جلوگیری از گسترش دامنه‌ی آن، آغاز شد.

▫️ به‌سرعت دهها و صدها شبکه‌ی رادیویی، تلویزیونی و اینترنتی ایجاد شد که با هزینه‌های سرسام‌آور به تولید فیلم، سریال، موسیقی، خبر، گزارشهای تحلیلی، مستند و حتی سرگرمی مشغول شدند و سیلاب محصولات مختلف آنها بر سر مردمان ایران و منطقه باریدن گرفت، هدف همه‌ی این اقدمات و تولید این محصولات نیز همانی بود که در جنگ سخت دنبال می‌شد؛ تضعیف و تخریب بزرگترین تهدید تمدن دنیامحور غرب، یعنی انقلاب اسلامی.

▪️ نبرد فرهنگی غرب با انقلاب اسلامی (که جنگ رسانه‌ای نمود برجسته‌ای از آن است) به‌زودی به صحنه‌ی اصلی رویارویی نابرابر این دو تمدن تبدیل شد. در یک طرف میلیاردها دلار سرمایه، دهها هزار نفر متخصص کارکشته و جدیدترین و قدرتمندترین ابزارهای تکنولوژیک و در سوی دیگر عده‌ای جوان انقلابی پرانگیزه و البته با دستانی خالی از امکانات مادی.

اما این تمام داستان نبود، دشمن تنها از مقابل حمله نمی‌کرد، بلکه دستان پنهانی داشت که از پشت نیز خنجر خود را بر پیکر مجاهدان انقلابی وارد می‌نمودند؛ تلاش برخی رسانه‌های داخلی در همنوایی و همراهی با استراتژی و منطق دشمن، همیشه جانسوزتر از تیرهای زهرآگینی است که مستقیماً به سوی ما پرتاب می‌شود. در این سالها دهها نشریه، سایت و اخیراً کانالهای مستقر در شبکه‌های اجتماعی ایجاد شد که آگاهانه یا حتی بعضاً ناآگاهانه در خدمت خواسته‌های سلطه‌گران قرار گرفت.

▫️ در این مجال کوتاه و به‌منظور روشنگری، تنها به چند عنوان از همراهی این گونه رسانه‌ها با نیات پلید دشمن اشاره می‌شود. تأمل در محتوای برخی از این رسانه‌ها مشخص می‌کند که هم‌افزایی حیرت‌انگیزی در پرداختن به موضوعات یا القای شبهات مختلف میان آنها وجود دارد که در نهایت، محوریت همه‌ی آنها نیز به شبکه‌های خبیثی همچون بی‌بی‌سی می‌رسد؛ فهرست ذیل تنها بخشی از این سرخطها را نشان می‌دهد:

ــ تطهیر جنایتهای متولیان منفور رژیم پهلوی و منافقین

ــ سیاه‌نمایی اغراق‌آمیز از اوضاع اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور

ــ تخریب جایگاه و اعتبار صدا و سیمای جمهوری اسلامی

ــ ترسیم چهره‌ای موجه و مثبت از عربستان سعودی و تغییرات اجتماعی سالهای اخیر در آن کشور

ــ تخریب و تمسخر شخصیتهای جناح اصولگرا

ــ القای اینکه ناکارآمدی مدیریتی در جمهوری اسلامی، حاصل مانع‌تراشی جناح انقلابی است

ــ شکستن قبح رابطه با آمریکا

ــ استفاده ابزاری و تبلیغاتی از سلبریتی‌ها و خصوصاً زنان به منظور جذب و حفظ مخاطبان

ــ تفرقه انداختن بین ملت ایران و دیگر ملل مسلمان منطقه

***

🔻 این، تنها برخی از القائاتی است که مجاهدان جبهه‌ی فرهنگی انقلاب اسلامی باید برای مقابله با آنها، تدبیری تازه بیندیشند.

جهاددانشگاهی، از منظر بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی

جهاددانشگاهي از استوانه‌های انقلاب اسلامی[1] و رویش‌های اصلی آن[2]، نهادي است متشکل از نیروهای مؤمن، متخصص و انقلابی[3] که با انجام فعالیت‌های گزین[4] در عرصه‌های فرهنگی، علمی و فناورانه[5]، ماموریت دارد با تربيت شخصیت­های مؤمن و برجسته علمی و دلبسته به آرمان­های انقلاب اسلامی[6] و همکاری در مدیریت علم و تحقیقات کشور[7]، تحول کیفی دانشگاه‌ها[8] را با رویکرد همراهی علم و دین رقم بزند.

حفظ هویت اسلامی و انقلابی[9] و پرهیز از فعالیت‌های غیر مرتبط با مأموریت اصلی[10] و حساسیت‌های نابجای سیاسی[11] از ارزش‌های اصلی این نهاد است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 
برای مطالعه‌ی پاورقی‌ها (ارجاعات به بیانات رهبری) به ادامه‌ی مطلب مراجعه فرمایید.
ادامه نوشته

▪️ کاش بر نقد سیدجمال استوار می‌ماندی!

▫️ (به یادبود چهل سال دوری از امام موسی صدر)

 

ــ نه بارقه‌های نام و عنوان چشم عقلش را خیره ساخت و نه جاذبه‌های درس و بحث و تدریس.

ــ نه دانشگاه توان سیراب کردن عطش او به کسب علم نافع را داشت و نه حوزه.

ــ نه تهران توانست او را مجذوب خود سازد، نه قم و نه نجف.

ــ او را برای مأموریت مهم دیگری آفریده بودند؛ نجات محرومان لبنان.

ــــــــــــ

🔹 چیزی نمانده بود تا «امام موسی صدر» به مرجع علی‌الاطلاق شیعیان تبدیل شود؛ تنها اگر چند سال دیگر در نجف می‌ماند به چنین جایگاهی نائل می‌گردید. این نه حرف من، که عین عبارت مرجع عالی جهان تشیع، آیت الله العظمی خویی و مُرّ کلام متفکر نامدار شیعه، علامه‌ی شهید محمدباقر صدر است.

🔸 اما «سید موسی» در آغاز دوران شکوفایی، یعنی زمانی که تنها 31 سال داشت و می‌رفت تا تشنگان معارف ناب اسلامی را از زلال اندیشه‌اش سیراب کند، راهی دیگر را برگزید؛ هجرت به لبنان.

🔹 رویکرد او در تعامل اصلاحی با جامعه، درست در مقابل رویکرد سیدجمال الدین اسدآبادی قرار داشت؛ امام موسی صدر صراحتاً بیان می‌داشت: «ما باید صد سال به عقب برگردیم و اشتباه سیدجمال الدین را جبران کنیم. اشتباه سیدجمال این بود که از سران و از بالا شروع کرد، ما باید از پایین و از دل مردم کار را شروع کنیم». این چنین شد که در کمتر از 20 سال، چهره‌ لبنان و زندگی شیعیان آن را به‌کلی تغییر داد.

🔸 از شهر «صور» شروع کرد اما شهرنشین نشد؛ به تک‌تک روستاهای حومه‌‌ی صور سر زد و چهره به چهره با شیعیان گفت‌وگو نمود. بقیه‌ی شهرهای جنوب لبنان را نیز درنوردید و در همه‌جا یک چیز یافت: فقر، فلاکت، فساد و فحشاء سایه‌ی شومی بر زندگی شیعیان لبنان فروافکنده بود.

🔹 باید چاره‌ای می‌اندیشید و کاری می‌کرد؛ سازمانی فراهم کرد تا فقرای شیعه را شناسایی کند و بعد نهادی برای جمع‌آوری صدقات بنا نهاد تا شیوه‌‌ی نادرست رسیدگی به فقرا اصلاح شود. مجالس روشنگری خود را از مسجد و حسینیه، به قهوه‌خانه و مهمان‌خانه و کبابی‌ها و ... کشاند تا جمع بیشتری از جوانان را مخاطب خود نماید.

🔸 قریب به یکسال به منظور یافتن راهی برای نجات زنان و دختران مسلمان از مفاسد اجتماعی، مطالعه و بررسی کرد. «سید» به‌خوبی واقف بود که کلید نجات شیعیان لبنان از فساد و فلاکت، «مبارزه با فقر» است و لذا بر آن شد تا با توسعه‌ی فضای فرهنگی «جمعیت احسان و نیکوکاری»، بستری برای آموزش و توانمندسازی ایشان فراهم آورد. در فضای فرهنگی جدید، به زنان و دختران آموزش پرستاری، خیاطی، هنر و گلیم‌بافی داد تا بتوانند پایه‌های اقتصاد زندگی خود را بر فعالیتی سازنده بنا کنند.

🔹 تأسیس مدرسه علمیه در شهر صور که در آن علاوه بر دروس سنتی حوزه، موضوعاتی چون حدیث، نهج البلاغه و زبان انگلیسی نیز ارائه می‌شد و علاوه بر طلبه‌ی لبنانی، راه ورود برای دیگر مشتاقان خارجی نیز فراهم بود، اقدام دیگر «سید موسی» برای ارتقای فکری و اعتقادی جوانان شیعه بود.

او تنها به ارتقای باورهای دینی اکتفا نکرد، چندی بعد «مدرسه صنعتی جبل عامل» را ایجاد کرد (همان مدرسه‌ای که زمینه‌ساز آشنایی و همکاری دکتر مصطفی چمران با امام موسی صدر شد) تا در آن فنون مختلفی چون: نجاری، آهنگری، جوشکاری، برق و ... به جوانان آموخته شود.

🔸 سید همزمان با آباد کردن صور، خدمات خود را به دیگر بخش‌های لبنان نیز توسعه داد، در اولین اقدام و به منظور سازماندهی اداره بهتر امور شیعیان لبنان، اقدام به تأسیس «مجلس اعلای شیعیان» کرد و سپس «حرکت المحرومین» را پایه‌گذاری کرد.

🔹 تلاشهای «سید» در حال ثمردهی بود که غده سرطانی منطقه با تجاوز به جنوب لبنان اوضاع این کشور را دگرگون کرد. رژیم اشغالگر قدس علاوه بر حمله‌ نظامی، شروع به اختلاف افکنی میان مسیحیان، دروزی‌ها، شیعیان و اهل تسنن کرد، به نوعی که لبنان تا آستانه‌ی جنگ داخلی پیش رفت. همین وقایع زمینه‌ای برای تشکیل «امل» به عنوان شاخه نظامی حرکت المحرومین شد.

🔸 امام موسی صدر که تنها راه خاموشی فتنه‌ی اسرائیل را «وحدت اعراب» می‌دانست، تلاش تازه‌ی خود را برای همراهی دیگر کشورها آغاز کرد و با سران سوریه، اردن، عربستان و الجزایر به گفت‌وگو نشست. آخرین مقصد رایزنی‌های او برای نجات لبنان، «لیبی» بود؛ سفری که دیگر بازگشتی در پی نداشت.

🔻 9 شهریور امسال، غیبت «سید» را چهل ساله کرد و اکنون تنها کلامم با «امام» این است: کاش بر نقد خود درباره‌ی سیدجمال استوار می‌ماندی و هرگز به سراغ «سران» نمی‌رفتی که اگر چنین می‌شد داغ غربت 40 ساله‌ات، امروز این چنین قلبمان را نمی‌سوزاند.

✅ اوقات فراغت زمينه‌اي براي خودشكوفايي

🔸 «چگونگی گذراندن اوقات فراغت» از جمله موضوعات داغ فصلی است که همه ساله با فرارسیدن تابستان، خود را به کانون توجهات می‌رساند. در اين مجال کوتاه، مي‌كوشيم تا با مروري بر مفهوم مذكور، چارچوبي براي برنامه‌ريزي اوقات فراغت ارائه دهيم.

در ادامه مطلب با موارد ذیل آشنا خواهیم شد:

👈 اوقات فراغت چه نيست؟!

👈 اوقات فراغت چه هست؟

👈 فراغت از چه چيز؟

👈 چه بايد كرد؟

و در پایان مهم‌ترین ارکان مورد عنایت در برنامه‌ريزي اوقات فراغت مورد تذکر قرار می‌گیرد، با تکیه بر این نکته که: آگاه‌سازي افراد به تمايلات فطري «عميق» و در عين حال «پنهان» خود، در مقابل تمايلات «سطحي» و «آشكار»، رمز اصلي در خداپسندانه و ديني شدن اوقات فراغت است.

ادامه نوشته

🔹هر جا سخن از «خیانت» است، نام یک «لیبرال» می‌درخشد!

🔻 چندی پیش، غلامحسین کرباسچی، ابوالفضل بازرگان، جمیله کدیور، عیسی سحرخیز، احمد منتظری و رضا علیجانی (به همراه عده‌ای دیگر) در نامه‌ای مشترک، مقامات نظام را به نشستن پای میز مذاکره با آمریکا دعوت کرده‌اند!

🔻 از ویژگی‌ها و یا حتی از برکات روزگار ما این است که هر چه پیش‌تر می‌رویم، پرده‌های بیشتری از چهره‌ی کریه نفاق برداشته می‌شود و افراد، گروه‌ها و دولتها، بی‌پرده‌تر و صریح‌تر، باطن عقاید و مقاصد پنهان‌شده‌شان را آشکار می‌کنند. به نحوی که امروز حاکمان مزدور حجاز و امارات بدون شرمساری، به توسعه روابط با صهیونیست‌ها مشغولند، آمریکا رسماً از براندازی نظام جمهوری اسلامی سخن می‌گوید و اصلاح‌طلبان داخلی و اپوزیسیون خارجی بالاشتراک بیانیه‌های خفت‌بار سیاسی امضا می‌کنند. شاید بی‌راه نباشد اگر به تعبیر قرآن، روزگار حاضر را تجلی کوچکی از «یوم تبلی السرائر» در ابعاد سیاسی و اعتقادی بدانیم.

🔻 روزگاری نه‌چندان دور (حدود 20 سال پیش) تحلیل‌گران موشکافی نیاز بود که ساعت‌ها و بلکه روزها بنشینند تا ریشه‌های فکری جریان اصلاح‌طلب و پدران معنوی (همچون دکتر سروش) و سیاسی آن (همچون نهضت آزادی) را بازشناسی کنند تا نشان دهند که ایده‌های انحرافی آنها چه پیامدها و عوارض مخرب فکری و فرهنگی در پی دارد؛ شاید دم زدن از اتحاد منافقین و لیبرالها (که اول بار در بیانات امام راحل تجلی پیدا کرد) کمی سخت و ثقیل به ذهن می‌رسید، اما اکنون که این جریانات فکری، بسط تاریخی خود را به انتها رسانده‌اند، دیگر چیزی برای پوشاندن وجود ندارد.

🔻 و این چنین است که دقیقاً در روزگاری که پیمان‌شکنی و بدعهدی آمریکا، داد متحدانش را نیز درآورده است، ندای حقیرانه جماعتی وطن‌فروش مرعوب برای مذاکره با آمریکا طنین‌انداز می‌شود.

🔻 البته این رفتار از این جماعت تازگی ندارد؛ نهضت آزادی و جبهه مشارکت نیز به عنوان دو سوی راست و چپ جریان لیبرال، بارها و بارها در طول دهه‌های گذشته عملکرد و رویکرد خفت‌بار سازش‌کارانه‌ی خود را در مقابل غرب نشان داده‌اند، تفاوت امروز با دیرور تنها در این است که: اگر تا دیروز همین نظرات در لفافه‌ی کلمات رنگین پوشانده می‌شد، این جماعت امروز بی‌پرده‌تر سخن می‌گویند.

🔻 تنها در حیرتم که چگونه ممکن است کسی کمترین بهره از عقلانیت، شعور اجتماعی، ایرانیت و شرف را داشته باشد و باز عمق کینه‌توزی آمریکا نسبت به کلیت نظام جمهوری اسلامی را نبیند و چنین توصیه‌های خفت‌باری کند، به قول مولانا:

چشم باز و گوش باز و این عَمی          حیرتم از چشم‌بندی خدا !

✅ «اهتمام به جماعت»، رکن اصلی در سبک زندگی اسلامی

🔸 تمدن اسلامی و به تبع آن سبک زندگی اسلامی، تفاوتی ماهوی با سایر تمدنها و سبکهای زندگی رایج در جهان دارد؛ علی‌الخصوص با تمدن نفس‌محور و ماده‌محور غربی که در روزگار ما، سایه‌ی سیاهش بر همه‌ی جوامع انسانی گسترده شده است. حتی اگر به ظاهر، برخی از مفاهیم، آداب و سنت‌ها مشابه با هم به نظر برسند، اما در معنی و ماهیت، باید آنها را کاملاً متباین و متفاوت دانست.

🔹 فردگرایی (یا اندیویدوالیسم) یکی از باورهای محوری و مرکزی فرهنگ و تمدن غربی است و به تعبیری می‌توان این باور را هسته‌ی اصلی انسان‌شناختی لیبرالیسم دانست. در این باور و در این رویکرد، «فرد» در مرکز توجه قرار می‌گیرد؛ بر این اساس برای هر فردی، خلوت، حریم خصوصیِ فیزیکی و روانی، عقیده و دیگر حقوق اساسی در نظر گرفته می‌شود که در هر شرایطی باید محترم شمرده شوند. فردگرایان اِعمال اهداف و خواسته‌های شخص را ترویج می‌کنند و و از این دفاع می‌کنند که منافع فرد باید نسبت به حکومت یا یک گروه اجتماعی در اولویت باشد و در یک کلام: «فردگرایی»، منطقی برای آزادی امیال افراد و رسیدن آنها به تمایلات و استعدادهای نفس خویش است.

🔸 در مقابل، اسلام در ابتدایی‌ترین تعالیم اولیه‌ی خود، «توجه به جماعت» را به عنوان اصل نخستین حیات اجتماعی مورد تأکید قرار داد؛ به نحوی که اغلب خطاب‌های قرآنی با عبارت «یا ایها الناس» و «یا ایها الذین آمنوا» آغاز گردیده و در فرازهای متعددی مؤمنین و عموم بشر به ارتباط باهم، شناخت از هم، کمک به یکدیگر و ... توصیه شده‌اند (عباراتی چون: تعاونوا، رابطوا، تواصوا، تعارفوا و نظایر آن در جای‌جای قرآن قابل مشاهده است)، چنانکه گویی هسته‌ی اولیه‌ی جامعه‌ی مطلوب اسلامی «چیزی بیشتر از فرد» است.

🔹 نفی گوشه‌گیری و عزلت‌گزینی (لارهبانیة فى الاسلام)، واجب نمودن ارتباط با خویشاوندان (صله رحم)، برخورداری حرکتهای گروهی از یاری ویژه‌ی خداوند (ید الله مع الجماعه) و صدها توصیه‌ی این چنینی در منابع اصیل اسلامی (الجَماعةُ رَحمَةٌ و الفُرْقَةُ عَذابٌ و ...)، نشان از اهمیت و اولویت تشکیل گروه و جماعت در حیات اجتماعی مسلمین دارد.

🔸 شاید از میان همه‌ی استراتژی‌های اسلام برای ایجاد تشکل مومنان، احکام و مسائل مربوط به «نماز جماعت و جمعه» جزء شاخص‌ترین الگوها محسوب شود؛ چرا که «نماز جماعت» از ابتدا به عنوان قرار روزانه‌ی مؤمنین برای عبادت، ارتباط و تمرین زندگی جمعی مورد تأکید قرار گرفت و «مسجد» به عنوان نخستین پایگاه حیات اجتماعی اسلام و مکانی برای تمرین بندگی، سیاست‌ورزی، آموزش و امور عام‌المنفعه تأسیس شد. برای روشن‌تر شدن مقصود، در ادامه فهرست‌وار تنها به رئوس برخی از مهم‌ترین تذکرات و تأکیدات مختلف در این باب اشاره می‌شود:

ـــ توصیه‌ی اکید به برگزاری روزانه سه (یا به تعبیر صحیح‌تر پنج نوبت) نمازهای یومیه به صورت جماعت و با محوریت امام (اینکه نماز مؤمنان مجاور مسجد کامل نیست مگر به جماعت ـ لا صلاة لجار المسجد الا فی المسجد)

ـــ مأجور بودن انتظار برای اقامه نماز جماعت

ـــ فرآیند دقیق، منظم و حساب شده‌ی آیین‌های مرتبط با نماز جماعت (تأکید بر تکمیل و نظم صفهای جماعت و اتصال آنها به هم، استحباب تنظیم صفوف توسط امام جماعت پیش از برگزاری، ضرورت تبعیت از امام جماعت در همه ارکان نماز، معصیت بودن جلو افتادن از وی تا آنجا که اضافه شدن رکنی مثل رکوع و سجده به خاطر تبعیت از جماعت، باعث بطلان نماز نمی‌شود، توصیه بر حاکمیت صدای امام در جماعت و کراهت داشتن گفتن اذکار با صدای بلند توسط مأمومین)

ـــ ضرورت عدالت امام و ارجحیت‌ها در تعیین امام جماعت

ـــ نماز جمعه (که بالاترین سطح نماز جماعت محسوب می‌شود)، در زمان معصوم واجب عینی است و در غیر آن واجب کفایی است.

ـــ ترک نماز جمعه به عنوان علامت نفاق معرفی شده است.

- وجوب طرح مسائل سیاسی و اجتماعی در خطبه‌های نماز جمعه (که بخشی از نماز به حساب می‌آید).

🔹 همه‌ی نکات فوق‌الذکر و بسیاری از ناگفته‌هایی که طرح آنها در این مقال نمی‌گنجد، نشان از طراحی مدلی هوشمندانه از ارتباط و در نتیجه تشکل‌سازی مؤمنین، حول وجود «امام» و در سایه نیّات، مقاصد و اهداف توحیدی است.

🔸 جامعه‌سازی و ترغیب مشارکت مؤمنین در تعیین سرنوشت، تنها در الگویی مثل نماز جماعت خلاصه نمی‌شود؛ دقت در فلسفه‌ی تشریع بسیاری از احکام اسلامی (نظیر زکات، خمس، صدقه، حج، امر به معروف و نهی از منکر و ...) هدف‌گذاری آگاهانه‌ی این آیین آسمانی را برای ایجاد «امت واحده» حول محور «امام» به خوبی تصویر می‌کند.

👈 اکنون به نظر می‌رسد درک بهتری از چرایی عدم امکان جمع تمدن مطلوب اسلامی (که سنگ اولیه‌ی حیات اجتماعی خود را بر جماعت برادرانه مؤمنان تابع امام می‌گذارد) با تمدن لیبرال غربی (مبتنی بر فردگرایی، نفع‌گرایی و لذت‌گرایی) ممکن باشد.

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 پی‌نوشت: این یادداشت به همت روزنامه «صبح نو» در روز یکشنبه 6 خرداد ماه 1397 منتشر گردید. در صورت تمایل به مشاهده، از لینک ذیل استفاده نمایید:

 http://sobhe-no.ir/newspaper/479/7

✅ انتخابات 96؛ اشارات و تنبیهات (10)

🔻 بخش پایانی

🔹 «اصولگرایی» آنهم در فضای انقلاب اسلامی، اگر معنای محصلی داشته باشد، قطعاً باید رنگ و بویی از «اسلام ناب» را در خود متجلی کند.

🔸 وفاداری به حق، پرهیز از خودگرایی و خودمحوری، ظلم‌ستیزی، امیدواری به وعده‌های خداوند، ولایت‌مداری، حمایت از محرومان و مستضعفان و ... تنها بخشی از شاخصه‌های این جریان انقلابی است؛ کلام راهگشای بنیانگذار جمهوری اسلامی در توصیف اسلام ناب محمدی و خصوصاً در نقد اسلام آمریکایی و بیانات روشنگر رهبری معظم انقلاب اسلامی در تفسیر آن مواضع، بهترین نقشه‌ی راه جبهه‌ انقلاب بوده و خواهد بود.

🔹 بزرگترین درس انتخابات 96 برای اصولگرایان «پایداری در مسیر انقلاب اسلامی» است؛ یعنی دقیقاً همان مسیری که محور مقاومت در سالهای اخیر در پیش گرفت، در قلب مردمان حق‌جوی منطقه نفوذ کرد و سنگرهای کفر و نفاق را یکی پس از دیگری در منطقه فتح نمود.

🔸 اصولگرایان باید از تفرقه و قومیت‌گرایی به‌جدّ بپرهیزند. «اصول انقلاب و اسلام» را شاخص ارزیابی و سنجش افراد و گروه‌ها بدانند و اجازه ندهند برخی چهره‌های فرصت‌طلب، بر موج اعتماد و اقبال مردم به ایشان سوار شده و با به حاشیه راندن افراد صاحبنظر و شاخص تفکر اصولگرایی (حوزوی، دانشگاهی و ...)، میدان‌دار حوزه‌ی سیاسی عمل انقلابی شوند.

 

🔻 به امید سر برآوردن تمدن نوین اسلامی در طلوع آفتاب عالم‌تاب خورشید مهدوی و حاکمیت عدالت، مروّت، اخلاق و معنویت در جای جای این جهان دردمند.

🔴 انتخابات 96؛ اشارات و تنبیهات (9)

▪️ حدود 16 میلیون رأی اصولگرایان در انتخابات سال 96 (یعنی حدود 40 درصد آرا) نشان از پایگاه اجتماعی نسبتاً مناسب این جناح در جامعه دارد. این در حالی است که از حدود 40 روزنامه‌ای که در ایام انتخابات منتشر می‌شد حدود 30 روزنامه (75 درصد) مواضعی در دفاع از جریان اصلاحات داشتند.

▫️ کمابیش همین نسبت، از دیگر رسانه‌ها نیز (شبکه‌های اجتماعی، سایتهای خبری و ...) در نقد (و گاه حتی تخریب اصولگرایان) تلاش مستمر و بی‌وقفه‌ای داشتند. به این شرایط، اضافه کنید عملکرد سالهای پایانی دولت دکتر احمدی‌نژاد را که باعث شد حتی محافظه‌کارترین جریانات اصولگرا نیز از مواضع و عملکرد وی برائت بجویند، چه رسد به دیگر جرایانات سیاسی.

▪️ با وجود همه‌ی این زمینه‌های منفی، رأی قابل ملاحظه‌ی جبهه‌ی اصولگرا، نشان داد هنوز ظرفیت‌ها و سرمایه‌های اجتماعی مناسبی در اختیار ایشان است که می‌توان از آنها به شکل مناسبی بهره‌برداری کرد.

▫️ از جمله‌ی این ظرفیتها و فرصتهای مناسب در اختیار، می‌توان به «اعتماد مردم و خصوصاً مذهبیون» به این جبهه اشاره کرد.

▪️ «ظرفیتهای گفتمان چپ اقتصادی و سیاسی» که در دوره‌ی حاکمیت اصلاح‌طلبان (خصوصاً حاکمیت سیاستهای اقتصادی و فرهنگی نولیبرال کارگزاران) کاملاً مورد بی‌مهری قرار گرفته است نیز فرصت مناسب دیگری را برای اصولگرایان ایجاد نموده است.

▫️ «گفتمان پرقدرت عدالت» نیز ظرفیت دیگری است که همچنان در جامعه می‌تواند به عنوان موتور محرک حرکتهای اجتماعی و سیاسی عمل کند.

👈 اینها تنها بخش کوچکی از ظرفیتهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در اختیار اصولگرایان است که با شناختشان و بهره‌گیری مناسب از آنها، می‌توان سبد رأی این جناح را در انتخابات بعدی بزرگتر نمود.

🔻 این مبحث ادامه دارد، ان شاء الله.

✅ انتخابات 96؛ اشارات و تنبیهات (8)

🔸 یکی از نقاط مثبت حرکت اصولگرایان در انتخابات 96، وحدت عملکردی ایشان بود؛ برخلاف دوره‌ی گذشته انتخابات ریاست جمهوری که تشتت آرا اصولگرایان مانع از معرفی کاندیدای واحد شد (انتخابات سال 92 با حضور آقایان قاليباف، جليلي، رضايي و ولایتی از جبهه اصولگرایان برگزار شد)، در انتخابات 96 دو کاندیدای اصلی جناح اصولگرا (آقایان رییسی و قالیباف) پیش از اتمام تبلیغات انتخاباتی با هم ائتلاف نموده و جبهه واحدی را تشکیل دادند. این اتحاد، تجربه‌ی ارزشمندی در حوزه‌ی رفتار سیاسی جناحهای اصلی کشور محسوب می‌شود.

🔹 اما تمام مسئله این نیست؛ جناح اصولگرا (مثل جناح مقابل) از احزاب، گروه‌ها و اشخاص اثرگذار متعدد و متنوعی تشکیل شده است. برای رسیدن به مبانی مورد اجماع برای اقدام مشترک، به همفکری بیشتری نیاز است.

🔸 شاید یکی از نقاط قوت اصلاح‌طلبان این باشد که در بزنگاه‌های حساس، با تشکیل «اتاق‌های فکر»، علیرغم وجود اختلاف نظر و سلیقه، در خصوص برنامه‌های مشترک به توافق عملی رسیده‌اند.

🔹 این نیاز امروز بیش از همیشه در بین اصولگرایان نیز احساس می‌شود. سخنان اخیر دکتر قالیباف در خصوص ضرورتهای تقویت جریان «نواصولگرایی» نیز ناظر به همین نکته بود.

🔸 بنا به تصریح ایشان، اصولگرایان به «گفتگوی درونی» نیاز مبرم دارند؛ گفتگویی که امکان رسیدن به اشتراک در نظر و عمل و در نتیجه دستیابی به موفقیت را برای ایشان میسر می‌کند.

🔻 این مبحث ادامه دارد، ان شاء الله.

🔴 انتخابات 96؛ اشارات و تنبیهات (7)

▪️ به عقیده‌ی بسیاری از صاحبنظران و منتقدان، یکی از اشکالات کار اصولگرایان در انتخابات 96 این بود که «دیر» دست به کار شدند. در فاصله‌ی زمانی بسیار کمی مانده تا انتخابات، جناح اصولگرا هنوز درگیر انتخاب «نامزد واحد» بود. هرچند سازوکار «جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی» در این نوبت موثر افتاد و گروه‌های اصولگرا نهایتاً حول یک کاندیدا به اجماع رسیدند، اما این فرآیند، زمان‌بَر شد و فرصت مناسب برای تبلیغات از دست رفت.

▫️ نظرسنجی‌های اولیه انتخابات نشان از آن داشت که افکار عمومی، شناخت چندانی از آقای رئیسی ندارد، این شناخت و اعتماد رفته رفته ایجاد شد و نظرسنجی‌های بعدی نیز نشان از افزایش چشمگیر آرای نامزد اصولگرایان داشت، اما فرصت محدود تبلیغات انتخاباتی، اجازه‌ی تحرک بیشتر را سلب کرد و این چنین شد که نامزد جبهه اصولگرا، موفق به همراه‌سازی طیف بیشتری از رأی دهندگان نشد و نتیجه به سود جناح رقیب رقم خورد.

▪️ درس مهم انتخابات 96 برای اصولگرایان این بود که: تفکر، برنامه‌ریزی و انجام کار تشکیلاتی، امری مستمر است که نباید به ایام انتخابات محدود شود.

▫️ اصولگرایان اگر این درس را (که با هزینه‌ی بسیاری به دست آمده) قدر بدانند، از همینک خود را برای انتخابات مجلس شورای اسلامی و همینطور دوره‌ی بعدی انتخابات ریاست جمهوری باید آماده کنند.

🔻 این مبحث ادامه دارد، ان شاء الله.

✅ انتخابات 96؛ اشارات و تنبیهات (6)

🔹 در ادامه‌ی دو اشاره‌‌ی قبلی (یعنی ضرورت زدودن ترس موهوم از حاکمیت اصولگرایان و نیز توجه به حرمت و کرامت مردم و مخاطبان در تعاملات)، موضوع دیگری قابل طرح است:

🔹 هر چند برخی مواضع و جهت‌گیری‌های کلان دو جناح عمده‌ی سیاسی کشور تعارض‌های جدّی با هم دارند، اما در برخی مواضع نیز اشتراکاتی موجود است که امکان گفتگو و تعامل را فراهم می‌آورد همچنانکه بارها و بر سر منافع ملی کشور این اتحاد ایجاد شده و همه‌ی شخصیتها و گروه‌ها، موضعگیری مشترکی کرده‌اند.

🔹 از سوی دیگر رویکرد عمومی حمایتگرانه‌ی رهبر معظم انقلاب در قبال همه‌ی دولتهای گذشته و فعلی (با وجود همه‌ی تفاوتها در سیاست گذاری و برنامه‌ریزی این دولتها)، خود نشانگر زمینه‌های مثبت قابل دفاع در رویکردها و اقدامات هر یک از دو جناح عمده‌ی سیاسی کشور است.

🔹 لذا بهتر است در گفتگو و تعامل با رقیب، یا طرفداران جناح مقابل، از ایجاد «دوگانه‌ی حق ـ باطل» و تخریب رقیب بر مبنای باطل دانستن او بپرهیزیم. این رویکرد، رویکردی ناکارآمد است که در نهایت به نفع رقبا تمام می‌شود.

🔹 بپذیریم که در هر دو جناح اصولگرا و اصلاح‌طلب، مواضع و اقدامات قابل دفاع و قابل نقدی وجود دارد که باید منصفانه مورد ارزیابی قرار گیرد.

👈 در مجموع «پرهیز از تعصب جناحی» را می‌توان درس دیگر انتخابات 96 به حساب آورد.

 🔻 این مبحث ادامه دارد، ان شاء الله.

👈  انتخابات 96؛ اشارات و تنبیهات (5)

▫️ در ادامه‌ی اشاره‌‌ی قبلی (مبنی بر ضرورت زدودن ترس موهوم از حاکمیت اصولگرایان که اغلب با تبلیغات منفی رقیب، در ذهن مردم ایجاد شده است) اشاره به یک نکته ضروری است؛ برخی از چهره‌ها و جریانات اصولگرا در سالهای گذشته عملکردی داشته‌اند که چنین بهانه‌هایی را به دست رقیب داده است.

▪️ گاه گفتار، رفتارها، شعارها و لحن خشن و به دور از مدارای برخی افراد، رسانه‌ها و گروه‌های منتسب به این جبهه، زمینه‌ای ایجاد کرده تا جناح مقابل و خصوصاً رسانه‌های آنها، با بزرگنمایی و اغراق در آن، در مخاطبان و مردم ایجاد رعب و وحشت نمایند و آنها را از پیروزی اصولگرایان و عواقب آن بترسانند.

▫️ در یک کلام، اصولگرایان و مدعیان انقلابی‌گری، در سیره‌ی رفتاری خود نباید بهانه به دست رقیب بدهند تا مواضع منطقی و قابل دفاع آنها، در حاشیه‌ی جوسازی دیگران قرار نگیرد.

بر این اساس یکی از مهمترین درسهای انتخابات 96 برای جناح انقلابی و اصولگرا، «توجه به حرمت و کرامت مردم و مخاطبان در تعاملات» است.

▪️ همه باید بیاموزیم که با عموم مردم و حتی منتقدان، با منطق محکم و در عین حال با زبان نرم و همراه با شفقت و رحمت سخن بگوییم.

 🔻 این مبحث ادامه دارد، ان شاء الله.

✅ انتخابات 96؛ اشارات و تنبیهات (4)

▫️ در فرآیند مبارزات انتخاباتی سال قبل، «ترساندن مردم از حاکمیت اصولگریان» به عنوان استراتژی جناح دولتی برای حذف رقیب برگزیده شد. ترساندن مردم از اینکه اگر اصولگرایان حاکم شوند سایه‌ی جنگ به کشور بازخواهد گشت.

 ▪️ اظهارات دکتر روحانی در جمع مردم همدان را به یاد بیاورید که اگر منتقدان ایشان رأی بیاورند: «در پیاده‌روها هم دیوار خواهند کشید، منطق آنها ممنوع کردن است و چیز دیگری ندارند، آمدند تا همه شبکه‌های اجتماعی را ببندند، آنها در طول ۳۸ سال فقط اعدام و زندان بلد بودند، می‌خواهند ناامنی را به کشور بازگرداند».

▫️ بیانیه‌خوانی دکتر جهانگیری در مناظرات نیز که در آن مردم را از بروز قحطی و مشکل در تهیه اقلام ضروری مثل دارو و کره می‌ترساند نیز صحنه دیگری از این نمایش بود.

▪️ القای این ترس موهوم، البته موثر واقع شد و درصد اندکی که البته رأیشان در مجموع اثرگذار هم شد، از ترس ایجاد بحران اقتصادی و اجتماعی تسلیم این القای موهوم شدند.

▫️ اصولگرایان گرچه کوشیدند که دامن خود را از این تهمت بپیرایند، اما این فضاسازی مسموم که پیش از مبارزات انتخاباتی شروع شده بود، همچنان نیز ادامه دارد.

👈 به نظر می‌رسد جبهه اصولگرا باید برای تقابل با این استراتژی، تدبیری بیندیشد و به شکلی تلاش کند تا ترس ذهنی موهوم مردم از حاکمیت اصولگرایان را بزداید.

🔹 این کار با تبیین مبانی و برنامه‌ها و نیز نشان دادن نادرستی این فریب تبلیغاتی شدنی است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این مبحث ادامه دارد، ان شاء الله.

▪️ انتخابات 96؛ اشارات و تنبیهات (3)

🔹 یکی دیگر از درسهای انتخابات 96 برای اصولگرایان را می‌توان آشکار شدن اهمیت «برنامه‌ریزی عملیاتی و اجرایی» در مبارزات انتخاباتی دانست.

🔸 در فرآیند مبارزات انتخاباتی خصوصاً در مناظرات تلویزیونی برگزار شده، «فقدان برنامه» و راهکار عملی برای مواجهه با معضلات، در بین کاندیداهای اصولگرا نمود قابل ملاحظه‌ای داشت و به عنوان یکی از نقاط ضعف ایشان مطرح شد.

🔹 جریان اصولگرا و کاندیداهای این جبهه در مواضع انتخاباتی خود، اغلب بر روی نقد نقاط ضعف دولت تکیه و تأکید داشتند و آنگاه که از ایشان برای بهبود اوضاع برنامه و راهکار عملی خواسته می‌شد، کمتر طرح جایگزینی برای ارائه داشتند.

🔸 بر این اساس به نظر می‌رسد صاحبنظران جریان اصولگرایی لازم باشد با درک این خلاء، در خصوص تبدیل اهداف و استراتژی‌های خود به «برنامه‌ی عمل» دست به کار شوند. یکی از شیوه‌های اقدام عملی در این زمینه که در برخی جوامع دیگر نیز مورد عنایت است، ایجاد تشکیلاتی با عنوان «دولت در سایه» است؛ یعنی تشکیلاتی که به موازات دولت مستقر موجود، تلاش دارد ایده‌ها و برنامه‌هایی را برای اداره امور کشور تهیه و ارائه نماید.

👈 در مجموع اصولگرایان در طراحی مبارزات انتخاباتی خود باید توجه کنند که: «نقد» به‌تنهایی کافی نیست، «ارائه برنامه و طرح جایگزین» نیز به همان میزان و گاه بیشتر از آن، ضرورت دارد.

 ▪️ این مبحث ادامه دارد، ان شاء الله.

👈 انتخابات 96؛ اشارات و تنبیهات (2)

▫️ در نوبت قبل اشاره شد که «بازخوانی و تعریف دوباره مبانی، راهبردها و تاکتیک‌های اصولگرایی» را باید یکی از اصلی‌ترین و مهم‌ترین درس‌های انتخابات 96 برای اصولگرایان به حساب آورد. اما این بازخوانی باید واجد کدام توجهات باشد؟

به نظر می‌رسد در این فرآیند بازخوانی، توجه به موارد ذیل حائز اهمیت است:

🔸 1- نقد عملکرد گذشته: به عقیده‌ی بنده در تمام سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اصولگرایان هرگز در مصدر اداره‌ی کشور قرار نگرفته‌اند. تنها دولتی را که نزدیک به این جبهه قلمداد می‌کنند، دولتهایی است که با ریاست دکتر احمدی‌نژاد تشکیل گردید. با این حال لازم به یادآوری است که احمدی‌نژاد هرگز خود را از این جبهه ندانست و اصولگرایان نیز از ابتدا با وی زاویه داشتند. عملکرد و سرنوشت وی نیز نشان داد که وی را هرگز نمی‌توان نماد مدیریت اصولگرایان بر کشور دانست. با این حال، اصولگرایان اگر نه در دولت، که در مدیریتهای دیگری در کشور حضور داشته‌اند که حضورشان گاه با عدم توفیق‌هایی هم همراه بوده است. لذا نخستین گام این جریان می‌تواند نقد مواضع و عملکرد خود با تأکید بر شناخت زمینه‌های ناکارآمدی قبلی باشد.

🔸 2- توجه به مبانی قدرت نرم اصولگرایی: اصولگرایان از سرمایه‌های معنوی بسیاری برخوردارند که همچنان بین طیف وسیعی از جامعه دارای اعتبار و ارزش است؛ مبانی فکری، انقلابی، دینی و پیشینه‌ی نظری و فرهنگی این جریان، گنجینه‌های ارزشمندی هستند که نیاز به استخراج و فرآوری دوباره دارد.

🔸 3- تبیین نسبت مباحث کلان نظری با معضلات موجود: لازم است مباحث از حوزه‌ی کلان نظری و تئوریک، به سوی مسائل واقعی و مبتلابه جامعه هدایت شود. نشان دادن ربط تئوریهای کلان با واقعیات جاری و مسائل ملموس مردم، یکی از اصلی‌ترین نیازهاست.

🔸 4- تبیین اصلی‌ترین مسائل و دغدغه‌های مردم و جامعه و تعیین موضع خود نسبت به آنها: برای مردم اهمیت دارد که بدانند مدیران جامعه، مشکلات آنها را می‌بینند و می‌شناسند و نسبت به آنها دغدغه دارند. گاه پرداختن به مباحث صرفاً نظری، باعث ایجاد دافعه در مخاطبان می‌شود.

🔹 این مبحث ادامه دارد، ان شاء الله.

✅ انتخابات 96؛ اشارات و تنبیهات (1)

🔹 بیش از یکسال از انتخابات ریاست جمهوری گذشت. انتخاباتی که در آن دکتر روحانی برای دومین بار با اختلافی کم در آراء، به ریاست جمهوری انتخاب شد. تحلیلهای مختلفی در خصوص نتایج انتخابات انجام شده و همچنان میشود. پرداختن به همه‌ی ابعاد موضوع، فرصت وسیعی را می‌طلبد. اما در این مجال تلاش میشود اشارات مختصری از این رویداد ارائه و درسهای کوتاهی از آن یادآوری شود:

👈 1. به نظر میرسد جبهه اصولگرایان به بازخوانی و تعریف دوباره مبانی، راهبردها و تاکتیک‌های خود نیازمندند. این اصلی‌ترین و مهم‌ترین درس انتخابات 96 برای اصولگرایان است.

🔸 وضع امروز جهان، منطقه و حتی ایران کاملاً متفاوت با دوره‌های گذشته است؛ معادلات قدرت و استراتژی گروه‌های ذی‌نفوذ و حتی تاکتیکهای عملیات روانی دشمن خارجی و گروه‌های نفوذ داخلی شکل دیگری گرفته است، گرچه اهداف همان اهداف قبلی هستند. لذا لازم است به تناسب فرصتها، تهدیدها، رویشها، ریزشها، معضلات و توانمندیها، طرح دوباره‌ای درانداخته شود.

🔹 «بازتولید اصولگرایی در قالبی نو»، امری بود که پس از پایان انتخابات توسط برخی چهره‌های اصلی این جریان مطرح شد؛ از جمله میتوان به ایده‌ی دکتر قالیباف اشاره کرد که تحت عنوان «نواصولگرایی» مطرح گردید که متاسفانه چندان پیگیری نشد.

👈 نکته‌ی مهم اینکه: برای این بازخوانی و بازاندیشی، تنها نباید منتظر اقدام چهره‌ها و گروه‌های شاخص طیف اصولگرا بمانیم. این وظیفه‌ی مهم همه‌ی دلبستگان به انقلاب اسلامی است که در هر جایگاه و موقعیتی که هستند، در این فرآیند مشارکت کنند و به سهم خود در نقد و طراحی مجدد مبانی، راهبردها و تاکتیکهای عمل مشارکت کنند.

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

▫️ به امید خدا در بخشهای بعد نکات دیگری در این زمینه اشاره خواهد شد.

✅ از تحریم تنباکو تا تحریم تلگرام

🔹 حدود 127 سال پیش، یعنی در آذر ماه سال 1270 هجری شمسی، پیرمرد 77 ساله شیرازی ساکن سامرا، با دستی لرزان، تنها یک جمله بر کاغذ نگاشت که سلطنت ناصرالدین شاهی با همه‌ی قدرت و شوکتش، و کمپانی عظیم بریتانیایی رژی با همه‌ی ثروت و مکنتش نتوانستند مانع اثرگذاری آن شوند؛ «سید محمدحسن حسینی شیرازی» معروف به میرزای بزرگ، نوشت: «الیوم استعمال تنباکو و توتون بِأَیِ نحوٍ کان در حکم محاربه با امام زمان صلوات الله علیه است». مردم چنان همدلانه به اجرای فتوای او گردن گذاردند که به یک ماه نکشید که ناصرالدین شاه مجبور به لغو امتیاز انحصاری تجارت توتون و تنباکو و پرداخت غرامت به تالبوت انگلیسی شد.

🔸 دو حکایت زیر به نقل از اعتماد السلطنه (تاریخ‌نگار عهد ناصری) در وفاداری مردم به حکم مرجعیت شنیدنی است:

▫️ «چند سال بود که اسب دوانی تعطیل شده بود. جای بزرگی را برای مسابقه اسب سواری مهیا کردند. آن سال، سال افتتاح آنجا بود و معمولاً جوان‌ها برای مسابقه و تماشا شرکت می‌کردند. حدود سی هزار نفر برای تماشا گرد آمده بودند. در میان آن سی هزار نفر یک نفر هم سیگار نمی‌کشید!»

▫️ «یکی از اشراف نقل کرده که در منزلم کار بنّایی داشتم و عمله‌ها مشغول کار بودند. من خودم سیگاری روشن کرده و کشیدم. عمله‌ها، کار را نیمه‌کاره رها کردند و از مزدشان صرف نظر کرده و رفتند!»

🔹 دلیل اصلی تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی فقط یک نکته بود: «به خطر افتادن منافع ملی ایرانیان»؛ چرا که توتون و تنباکو از مهمترین اقلام تجاری و صادراتی ایران آن زمان بود و حدود ۲۰۰ هزار تن به کشت و خرید و فروش آن اشتغال داشتند که قرارداد تالبوت، موجب می‌شد سود عظیم این تجارت از اقتصاد ایران خارج شده و به جیب انگلستان برود.

🔸 اکنون حدود 127 سال از آن واقعه می‌گذرد، این بار نه فقط یک مرجع تقلید، که همه‌ی دلسوزان اقتصادی کشور متفق‌القولند که «تلگرام» همینک به یکی از اصلی‌ترین حربه‌های جنگ اقتصادی غرب علیه منافع ملی ما تبدیل شده است، چرا که قرار بود به‌زودی با عملیاتی کردن «ارز دیجیتالی» خود (موسوم به گرام) حجم عظیمی از منابع اقتصادی کشور را ببلعد.

🔹 اما دریغ از مردمی که همدلانه به چنین فهمی برسند و در مقابل سلطه‌ی بیگانه، پا بر روی تمایلات خودخواهانه‌شان بگذارند و به تلگرام «نه» بگویند.

👈 این کلام امام حسین علیه‌السلام امروزه فهمیدنی‌تر شده است: «به راستى كه مردم بنده دنيا هستند و دين لقلقه زبان آنهاست، تا جايى كه دين وسيله زندگى آنهاست، دين دارند و چون در معرض امتحان قرار گيرند، دينداران كم مى‌شوند».

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی‌نوشت: این یادداشت به همت روزنامه «صبح نو» در روز یکشنبه 16 اردیبهشت 1397 منتشر شد. برای مشاهده می‌توانید از لینک زیر استفاده فرمایید:

 http://sobhe-no.ir/newspaper/464/8

✅ مجاهده برای کسب روزی حلال

🔸 «کسب روزی حلال» مفهومی است که در مدل معیشتی انسان مسلمان یا به تعبیر امروزی سبک زندگی اسلامی، جایگاه رفیعی دارد، تا اندازه‌ای که از آن به‌عنوان «اصلی‌ترین» بخش عبادات یاد می‌کنند؛ از پیامبر اکرم (ص)  نقل است که فرمودند: «عبادت 10 جزء دارد، که 9 جزء آن، طلب روزى حلال است.» (بحارالأنوار، ج 103، ص 9)

🔹 امام صادق (ع) نیز در تعبیر دیگری، فرد تلاشگر در راه تأمین معیشت و روزی خانواده خود را به رزمنده در جبهه‌ حق و در راه خدا تشبیه فرموده‌اند. (اَلکادُّ عَلَی عِیالِهِ کَالْمُجاهِدِ فی سَبیلِ اللهِ ـ کافی، ج 5، ص 88)

🔸 اما این رویکرد تکریمی و این جایگاه والای در نظر گرفته شده برای تأمین‌کنندگان معیشت خانواده را چگونه باید تبیین کرد؟

👈 الف) جنبه‌های معرفتی

مهم‌ترین کارکرد انسان‌سازانه‌ تلاش برای روزی کسب «حلال»، توجه به نظام‌مندی و غایت‌مندی خلقت و پیوستگی تنگاتنگ و در‌هم‌تنیدگی نظام حیات دنیوی و نظام حیات اخروی است؛ یعنی دقیقاً همان اصلی که بنیاد هستی‌شناسانه‌ انسان مؤمن را شکل می‌دهد. اعتقاد و باور قلبی به اینکه حلال یا حرام بودن روزی، اثر وضعی متناسب در زندگی فردی و اجتماعی به‌جای می‌گذارد و کسب حلال، فرق ماهوی با کسب حرام دارد، بنیان تفکر انسان دینی را در امور اقتصادی سامان می‌دهد.

🔹 در زندگی و تمدنی که براساس چنین باوری بنا شود، «کیفیت» درآمدها ارجحیت دارند بر «کمیّت» درآمدها. این تعبیر همان چیزی است که در فرهنگ دینی از آن به «برکت» یاد می‌شود و هیچ معادلی در اقتصاد لیبرالیستی و اومانیستی غربی برای آن نمی‌توان پیدا کرد.

🔸 نکته دومِ معرفتی که مکمل نگاه نخست است، باور به رازق بودن خداوند است؛ انسان تلاشگر برای کسب روزی حلال، «رزق» خود را از جانب خدا و محتوم می‌داند و یقین دارد که حاصل این تلاش بیهوده نخواهد بود و خداوند رزق وی را تضمین نموده است؛ این اعتقاد نیز اساس و بنیان «توکل» محسوب می‌شود. توکل، در معنای دقیق خود، به معنی یقین به عملی شدن سنت‌های خداوندی در حیات دنیوی است و اینکه هیچ عمل خالصانه‌ای بدون بازخورد متناسب نخواهد بود.

🔹 نکته سومِ معرفتی در کسب روزی حلال، باور به این است که افزایش «برکت» و «رزق»، متناسب با افزایش تقواست؛ هرچه انسان تلاشگر در مسیر تأمین معیشت، بر اخلاص خود و توجه خود به «موازین حلیّت» بیفزاید، خداوند وسعت رزق بیشتری به او می‌دهد تا آنجا که می‌فرماید: «هر‌کس تقوا پیشه کند خداوند از جایی که محاسبه‌اش را نکرده به او رزق می‌رساند.» (طلاق، آیه 2 و 3)

👈 ب) جنبه‌های مرتبط با اعمال

اگر در ادبیات دینی از این‌گونه تلاش با صفت «مجاهده» یاد شده است، چندان نباید تعجب کرد. واقع این است که برای حلال بودن روزی، توجهات بسیاری لازم است؛ از جمله:

▫️ توجه به حق‌الناس که می‌تواند به مفاهیمی چون کم‌فروشی نکردن در ارائه‌ی خدمت و کالا، گران‌فروشی نکردن، رعایت انصاف و جلب رضایت مشتری، پرهیز از کلاهبرداری، جعل و غش در معامله، احتکار و‌... گره بخورد.

▫️ توجه به حق‌الله که با انجام تکالیف شرعی همچون خمس و زکات پیوند دارد.

▫️ شناخت و پرهیز از درآمدهای حرام نظیر پرهیز از رباخواری، رشوه، خرید و فروش آلات قمار، قاچاق کالا، قمار و‌...

▫️ رعایت قوانین دولت اسلامی همچون مالیات، عوارض و‌...

▫️ ادا کردن سهم نیازمندان از طریق پرداخت صدقات (در سوره معارج از جمله صفات نمازگزاران واقعی چنین عنوان شده: وَ الَّذينَ في أَمْوالِهِمْ حَقُّ مَعْلُومٌ لِلسّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ)

👈 ج) آثار روانی و تربیتی

🔹 درباره‌ تأثیر لقمه‌ پاک در شکوفایی فطرت و یا آثار مخرّب روحی لقمه حرام و شبهه‌ناک، حکایات و روایات متعددی در فرهنگ دینی ما وجود است که در این فرصت امکان طرحشان نیست. همین‌قدر می‌توان گفت که «توجه به غذا» -که در قرآن کریم با عبارت «فَلْيَنْظُرِ اْلإِنْسانُ إِلي طَعامِهِ» مورد تأکید قرار گرفته- می‌تواند یکی از عوامل اصلی سعادت یا شقاوت افراد باشد.

🔸 یکی از درس‌ها و صحنه‌های فراموش‌نشدنی عاشورا، توصیه‌های امام حسین (ع) در روز عاشورا خطاب به سپاهیان عمر سعد است که بی‌اثر باقی ماند. حضرت در آخر فرمودند: «فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُکُمْ مِنَ الْحَرَامِ» چون شکم‌های شما از حرام پرشده است، حرف‌های من در شما اثر نمی‌کند.

🔹 پس بی‌جهت نیست که سهم اصلی عبادات، به چنین تلاش جهادگرانه‌ای اختصاص یابد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی‌نوشت: این مطلب توسط روزنامه «صبح نو» در روز سه‌شنبه چهارم اردیبهشت ماه 1397 منتشر گردید. جهت مشاهده می‌توانید از لینک ذیل استفاده نمایید:

http://sobhe-no.ir/newspaper/457/7

✅ حجاب، ماکرون و نمایشی دیگر از تمدن غرب

🔸 گویا تمدنها نیز همچون کهکشانها در ایام فروپاشی، تمام آنچه را که در دل نهفته کرده‌اند، به یکباره بیرون می‌ریزند. بر اساس همین تشبیه، سال‌ها و دهه‌های اخیر را می‌توان، سال‌های نمایش چهره‌ی واقعی تمدن غیر انسانی غرب دانست که هر آنچه را قرنها در نقاب انسان‌محوری، علم دوستی و دموکراسی پنهان کرده بود، به یکباره به کناری گذاشته و جنبه‌های غیر فطری و غیر انسانی خود را در نمایشی اصیل و بی‌پرده از ماهیتش، نمایان ساخته است.

🔹 اگر زمانی نظریه‌پردازان بنیان‌گذار تمدن غربی همچون ماکس وبر، عقلانیت را به دو جنبه‌ی «عقلانیت ذاتی» و «عقلانیت صوری» تفکیک می‌کردند و در صدد بودند که با نقد عقلانیت صوری و ابزاری، به تقویت عقلانیت ذاتی همت گمارند و آن را جنبه‌ی حقیقی تمدن انتقادگرای غربی بدانند، اکنون و با بسط تاریخی تمدن غربی، به وضوح می‌توان دید که دیگر «عقلانیت» حتی به شکل «صوری» آن نیز چندان مورد عنایت مدعیان راهبری تمدن غربی نیست.

🔸 این چنین است که سیر قهقرایی تمدن غربی را می‌توان در تاریخ حدود 150 ساله‌ی ریاست جمهوری آمریکا جستجو کرد؛ تاریخی که از اوج آبراهام لینکلنی به حضیض دونالد ترامپی سقوط می‌کند! و بدینسان تمدن غرب آخرین پرده از هویت و ماهیت خود را با به قدرت رساندن نماد ثروت و شهوت و در یک کلام «اخلاق آمریکایی»، در ام‌القرای لیبرالیسم به نمایش می‌گذارد.

🔹 فجایع و جنایتهایی که این روزها با اتحاد شوم مدعیان لیبرال دموکراسی (آمریکا، انگلیس و فرانسه) و به دست عمّال آنها علیه جمعیتی بی‌دفاع در یمن و سوریه در حال وقوع است، با همه‌ی تلخی، عبرتهای آموزنده‌ای با خود دارد؛ برای منتقدان لیبرالیسم که سالها تلاش می‌کردند پرده‌ی تزویر را از چهره‌ی این تمدنِ نه‌فقط غیر دینی که ضد دینی بردارند، این روزها کار به مراتب آسان‌تر شده است و غربیان با برانداختن پرده نفاق، صریح‌تر از همیشه سخن می‌گویند. البته منظورم تنها خشونت‌طلبی و جنگ‌افروزی ایشان نیست، لایه‌های معرفتی تمدن غرب نیز امروزه روشن‌تر از همیشه خودنمایی می‌کنند. نمونه‌ی آن اظهار نظر اخیر «امانوئل ماکرون» رییس جمهور فرانسه در گفت‌وگوی با شبکه‌ی «ب اف ام» است که عنوان نموده: «حجاب زنان با معیارهای متمدنانه مطابقت ندارد».

🔸شاید سالها نظریه‌پردازان اجتماعی غرب تلاش می‌کردند تا همین مضمون را در پوششی منطقی‌تر و عباراتی موجه‌تر مخفی کنند و با ادعای حمایت از حق انتخاب پوشش و برابری زن و مرد و نظایر آن، الزام زنان به حفظ حجاب را خلاف حقوق بشر نشان دهند، اما سخن ماکرون ضمیر پنهان همه‌ی آن منطق‌ها و استدلال‌های صوری را برملا نمود؛ بله، درست است، «حجاب» به عنوان نماد هویت زنی که «انسان بودن و نه ابزار بودن» جنبه‌ی نخست ماهیت اوست، ابزاری است برای مبارزه با «نفس‌پرستی»، چه در مواجهه با خود و چه در مواجهه با دیگران و این دقیقاً همان چیزی است که با بُن‌مایه‌ی اصلی تمدن غربی در تضاد و تناقض قرار دارد. تمدن غربی از اساس بر «نفس‌محوری» و رهایی از ولایت خداوند بنا شده است و لذا هر آنچه که ابتنایی بر «بندگی» خداوند و مبارزه با نفس داشته باشد در تعارض مبنایی با آن قرار دارد.

🔹 شاید سیاستمداران و صاحب‌نظران لیبرال، روزگاری تلاش می‌کردند با پرهیز از اینگونه عبارات صریح و مستقیم، تقابل مبنایی خود را با پیروان ادیان، به اصطلاح رسانه‌ای نکنند، اما در روزگار ما که پرده‌های تزویر یکی پس از دیگری در حال سقوط است، دیگر پروایی از بیان مافی‌الضمیر خود ندارند. این صراحت را باید به فال نیک گرفت و باید همچنان منتظر نمایش پرده‌های بعدی انفجار این کهکشان در حال فروپاشی بود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی‌نوشت: این مطلب به همت روزنامه «صبح نو» در روز یکشنبه دوم اردیبهشت ماه 1397 منتشر گردید. جهت مشاهده می‌توانید از لینک ذیل استفاده نمایید:

http://sobhe-no.ir/newspaper/455/7

🔸 دومینوی فاشیسم

1. اریک فروم (روانشناس مشهور آلمانی‌تبار) در کتاب خود با عنوان «گریز از آزادی» برخی ریشه‌های روانی و مکانیسم‌های ذهنی بروز فاشیسم را تحلیل نموده است (از جمله: ترس از تنهایی، میل به همزیستی و همرنگی با دیگران و ...). فروم معتقد است پدیده‌های اجتماعی، منشاء روانی دارند و برهمین اساس با بهره‌گیری از اصول روانکاوی و روان‌شناسی می‌توان در مسیر علاج مشکلات و بیماری‌های اجتماعی و فرهنگی بشر پیشقدم شد و مسیر تحقّق یک جامعه معقول و متعادل از لحاظ روانی را هموار کرد. اگر به تأسی از این دیدگاه، بپذیریم که «پدیده‌های اجتماعی، ریشه‌ی روانی ـ معرفتی دارند» یا حداقل قبول کنیم که «یکی از مهم‌ترین ارکان هر پدیده‌ی اجتماعی، رکن معرفتی و روانی پیدایش آن است»، آنگاه برای درک، تحلیل و علاج یک معضل اجتماعی، نخستین اقدام متصوّر، شناخت زمینه‌های فکری و ذهنی پیدایش آن خواهد بود.

2. در تحلیل و تقبیح فاشیسم (به عنوان ایدئولوژی خشونت) مطالب بسیاری گفته شده و می‌شود. حجم قابل ملاحظه‌ای از مطالب موجود، به نقد ویژگی‌ها، ساختار و عملکرد حکومتهای فاشیستی اختصاص یافته است. شاید یکی از مختصرترین تحلیل‌ها در خصوص ویژگی‌های بنیادی فاشیسم، مطلبی باشد که توسط دکتر لارنس بریت در سال 2003 در مجله‌ی «پرسشگری آزاد» منتشر شد. وی در مقاله خود برخی از مهم‌ترین ویژگی رژیم‌های فاشیستی را به شرح ذیل برشمرده است:

▫️ ملی‌گرایی شدید و مداوم

▫️ بی‌توجهی به حقوق شهروندان

▫️ اتحاد حول نفرت

▫️ حاکمیت روابط نظامی بر همه شئون حاکمیت

▫️ رسانه‌های اجتماعی شدیداً کنترل شده

▫️ ترساندن مداوم مردم از بروز ناامنی

▫️ انحصار بنگاه‌های اقتصادی بزرگ در دست دولت و اشراف حامی او

▫️ تحقیر اهل فکر و هنر و ...

▪️ در میان ویژگی‌های فوق (و سایر ویژگی‌هایی که توسط دیگر اندیشمندان تحلیل و ارائه گردیده)، برخی عوامل اصلی و بنیادی و برخی دیگر فرعی و تبعی هستند، برخی زمینه‌های ذهنی و معرفتی داشته و برخی دیگر برآمده از اوضاع تاریخی یا حتی اقتصادی جامعه‌ای به‌خصوص، در مقطع زمانی به‌خصوص‌اند. اما در اغلب تحلیل‌های موجود، نیم‌نگاهی به مبانی نظری و زمینه‌های معرفتی پیدایش فاشیسم هم شده است که در بین عوامل مذکور ، دو عامل ذیل بیش از مابقی عوامل مورد توجه قرار گرفته است:

ــ تحقیر عقل و تهییج احساسات (خصوصاً احساسات مبتنی بر امور غیر یا شبه عقلی)

ــ تنفر از دیگری (که اغلب منشاء نژادی دارد و ممکن است شهروندان جامعه‌ی خود یا شهروندان دیگر جوامع را شامل شود)

3. این دو رکن (یعنی تحقیر عقلانیت انتقادی و ترویج تنفر نسبت به دیگران)، اکنون و به شکل خطرناکی در لایه‌ای از احزاب، گروه‌ها و رسانه‌هایی که اتفاقاً خود را پیشقراولان عقلانیت، مدرنیسم، تساهل و اعتدال می‌دانند، قابل ردیابی است. شاید اکنون تحذیر و اخطار جامعه‌شناسانی همچون دکتر اباذری بهتر قابل درک باشد؛ آنگاه که رفتار جوانانی که بر سر قبر کوروش رفته، شعارهای ضد عرب دادند و ابراز نفرت به اعراب کردند، را رفتار فاشیستی خواند. چرا که به‌روشنی می‌توان دریافت که رفتارهای مبتنی بر ملی‌گرایی افراطی و ایران‌پرستی و نفرت‌پراکنی نسبت به نژادهایی که آنها را مایه‌ی عقب‌ماندگی خود می‌دانیم (خواه اعراب باشند، خواه افغانها و ...) یکی از مهم‌ترین ریشه‌های روانی و ذهنی پیدایش فاشیسم است و شاید حالا بهتر بتوان دریافت که منشاء این حجم عظیم از فحاشی، هجو و استهزاء در رسانه‌های اجتماعی کجاست؟

4. «سیاست‌ورزی» در معنای دقیق خود رفتاری «انتقادی» است؛ که البته همیشه هم خوشایند صاحب‌منصبان و احزاب حاکم قرار ندارد، چرا که مانع از تحقق منافع تمامی‌ناپذیر ایشان است. از نگاه برخی سیاست‌بازان، مردم تنها در دوره‌ی انتخابات است که ولی‌نعمتند و باید برای جلب نظرشان (و بخوانید خرید رأی‌شان!)، به میانشان رفت، بر سر سفره‌شان نشست و از مطالبات‌شان دم زد! از این رو از مواجهه با «مردم» (که علی‌القاعده رکن اصلی به قدرت رسیدن ایشانند)، آنگاه که دم از حقوق خود بزنند، بر نیازهای خود پافشاری کنند، از فساد و ناکارآمدی ایشان گله‌مند باشند، واهمه دارند.

5. تجربه‌ی تاریخی و تحلیل بنیان‌های معرفتی فاشیسم به ما می‌آموزد که: لیبرالیسم خصوصاً در شکل جدید آن که «بازار آزاد» را خداوندگار پنهان جامعه می‌داند، همواره جاده صاف کن فاشیسم بوده است؛ نولیبرال‌ها، از مردم پلکانی می‌سازند برای صعود به بام قدرت و چنگ‌اندازی به منابع و ثروتهای ملی. و آنگاه که سخن از احقاق حقوق مردم می‌رود، بهانه‌تراشی آغاز می‌کنند، نولیبرالها طالب هر نوع آزادی هستند غیر از آزادی سیاسی، نولیبرال‌ها برای انحراف وجدان عمومی از معضلات اصلی جامعه، به دشمن‌تراشی موهوم پرداخته و رقیب‌هراسی و نفرت‌پراکنی می‌کنند تا بلکه بتوانند از این رهگذر بر سر ناکارآمدی سیاستهای خود سرپوش بگذارند.

6. «خشونت»، تجلی بیرونی فاشیسم است. از آن بیم داشته باشیم که باورهای بنیادی فاشیسم (قدرت‌پرستی، حاکمیت زور بر استدلال، جانشینی مغالطه به‌جای منطق و تخریب به جای نقد، نژادپرستی، نفرت‌پراکنی و بیگانه‌ستیزی و هیاهوی احساسات برای گم شدن صدای حقیقت) در ذهن و ضمیر ما ریشه دوانده باشد که این آغاز دومینوی ظهور فاشیسم است.

🔸 بهره‌گیری از توانمندی زنان؛ توصیه‌ای مشکوک!

▪️ 1) درست از زمانی که قدرتهای استعمارگر غربی، به ناکارآمدی و پرهزینه بودن شیوه‌های تهاجمی استعمار پی بردند، تلاش برای تسلط اقتصادی و سیاسی بر کشورها و غارت منابع آنها در قالب «استعمار نو» شکل گرفت و این چنین شد که پس از پایان جنگ جهانی دوم، سیلی از سیاستهای مداخله‌جویانه‌ی مستقیم و غیر مستقیم روانه‌ی کشورهای جهان سوم شد؛ «طرح مارشال» که بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم در اروپای غربی به اجرا درآمد یکی از قدیمی‌ترین و معروف‌ترین این شیوه‌های نواستعماری است که منجر به تسلط اقتصادی، سیاسی و حتی فرهنگی آمریکا بر بخش بزرگی از اروپا شد.

▫️ اما الگوهای بعدی نواستعماری، همه شبیه طرح مارشال، واجد عنوان مشخص نبودند. بلکه بسیاری از ایده‌های سلطه‌جویانه‌ی آمریکا بر دیگر ملل، در قالب کمک‌های مستشاری یا دستورالعمل‌های به‌ظاهر خیرخواهانه‌ای بود که معمولاً بدون دخالت مستقیم به انجام می‌رسید؛ نمونه‌ی آن اموری نظیر کشف حجاب، تغییر خط و لباس، اصلاحات ارضی، ایجاد یا انحلال نهادهای اجتماعی و ...  بود که در بسیاری کشورهای دیگر نیز به طرق مختلف به انجام می‌رسید.

▪️ 2) ابزارهای استعمار هر روز در چهره‌ای نو و با ظاهری فریبنده‌تر، به همان کارکرد قدیمی خود، یعنی «استمرار سلطه» مشغول بوده و هستند. در یکی از آخرین الگوهای سلطه و به بهانه‌ی «توانمندسازی زنان»، تعدادی طرح توسط هیلاری کلینتون طراحی شد که با کمک نهادهای بین‌المللی در کشورهای هدف در حال اجراست؛ از آن جمله:

ـــ «طرح دختران تکنولوژی» که در آن دختران کم سن و سال منتخبی از کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا به بهانه‌ی «آموزش برای اشتغال» در اردوهای دوهفته‌ای به آمریکا رفته و در قالب کارآموزی‌های فنی، با فرهنگ و سبک زندگی آمریکایی آشنا می‌شوند.

ـــ «برنامه دانشمندان آینده» که با هدف تجلیل از زنان و دختران تحصیلکرده کشورهای اسلامی، امکان تحصیل آنها را در کالج‌های آمریکایی فراهم کرده و همزمان آموزش‌های فرهنگی نیز به آنها ارائه می‌کنند.

ـــ «برنامه ۱۰۰ زن» که در آن برای زنان صاحب نفوذ کشورهای مختلف گردهمایی سالیانه برگزار شده و ضمن ارائه‌ی خدمات فرهنگی، اقدام به ایجاد شبکه‌ای ارتباطی و اجتماعی برای آنها می‌شود.

ـــ «برنامه جهانی رهبری زنان» که در آن با هدف تغییر در جغرافیای حقوقی و اداری و اثرگذاری بر سیستم مدیریتی کشورهای منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا، تلاش و توصیه شده است که تا سال 2050، زنان عهده‌دار 50 درصد کرسی‌های مدیریتی در جوامع خود شوند. در طراحی این برنامه، به طرز هوشمندانه‌ای تلاش شده تا برای مقاومت کمتر کشورهای هدف، الگوهای بومی مورد عنایت قرار گیرند.

▪️ 3) تصویب‌نامه‌ی اخیر شورای عالی اداری (به شماره 1351824) علی‌الظاهر با هدف «بهره‌گیری از توانمندی زنان»، همه‌ی دستگاه‌های دولتی و عمومی را موظف کرده است که تا پایان برنامه ششم توسعه، نسبت مدیران زن در پستهای مدیریتی را به 30 درصد افزایش دهند (تبصره 2 بند 2). سؤال این است که این الزام از کجا ناشی شده است؟ و مبتنی بر کدام نیازسنجی و زمینه‌سنجی داخلی است؟

▫️ مطالعه‌ی اسناد بالادستی این مصوبه (از جمله دستورالعمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه‌ای مصوبه شماره 579095 شورای عالی اداری و همچنین ماده 101 قانون برنامه ششم توسعه کشور و اسناد تفصیلی برنامه ششم در حوزه‌ی نظام اداری) هیچ راهبرد، سیاست و اقدام عملی خاصی را که چنین الزامی را شامل باشد، به دست نمی‌دهد.

▪️ 4) تلاش بی‌وقفه‌ی نظام سلطه برای انجام نفوذ در ارکان فرهنگی و اجتماعی کشورهایی که خصوصاً از ناحیه‌ی آنها احساس خطر می‌کنند از یک سو، و ساده‌اندیشی برخی متولیان حوزه‌های ذی‌ربط در داخل کشور از سوی دیگر، به این نگرانی دامن می‌زند که نکند با شکست توطئه‌ای حساب شده نظیر اجرای «سند 2030»، مجرای دیگری برای نفوذ تدارک دیده شده باشد. تعیین تکلیف برای همه‌ی دستگاه‌ها به اجرای «مصوبه‌ای مشکوک» و بدون پشتوانه‌ی فرهنگی و اجتماعی، و بازخواست آنها در سال‌های آتی در جهت اجرای آن، تأمل برانگیز است!

▪️ 5) برخی از صاحبنظران حوزه‌ی فرهنگی نیز در این زمینه احساس خطر نموده و هشدارهایی ارائه کرده‌اند؛ از جمله:

ـــ دکتر روح‌افزا، عضو شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده: طرح کلینتون در ضرورت افزایش مدیران زن مجرایی برای ورود سیل ویرانگر مشکلات زن غربی به جامعه ایرانی است.

ـــ دکتر رحیم‌پور، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی: شبه‌توافق‌هایی با سازمان ملل یا سازمان‌های بین‌المللی داریم که مشکوک هستند؛ یا نفوذ هستند یا در حالت خوش‌بینانه از سوی غرب کنترل می‌شوند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی‌نوشت: این یادداشت (البته با اندکی اصلاح) به همت روزنامه «صبح نو» در روز چهارشنبه 30 آبان ماه 97 منتشر شد. برای مشاهده می‌توانید به لینک ذیل مراجعه نمایید:

http://sobhe-no.ir/newspaper/598/10

🔻 اتحاد جماهیر شوروی!

▫️ بخش بزرگی از تاریخ معاصر جهان گره خورده است با نام اتحادیه‌ای بزرگ از کشورهای مختلف که تحت نظام کمونیستی حدود 70 سال گرد هم آمدند و کشور واحدی را ایجاد کردند که تنها در ایران به این نام خاص (یعنی شوروی) شناخته می‌شد و شاید تنها نمونه‌ای باشد که نام‌گذاری یک کشور براساس شیوه‌ی حکومتداری آن (یعنی شورا) انجام شده باشد، فلذا شوروی را شوروی می‌گفتند از حیث تعدد شوراها!

▫️ از سوی دیگر این کشور واحد، اتحادی ایدئولوژیک بود از جمهوری‌های در واقع مستقل و دارای تاریخ و جغرافیای خاص که تحت یک نظام و سیستم واحد اداره می‌شدند و پیگیر تحقق اصول و اهداف مشترکی بودند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

▪️ بی‌اختیار «جهاددانشگاهی» در ذهن مجسم می‌شود!

▪️ چرا که:

👈 ما هم متشکل از واحدها (بخوانید جمهوری‌های) نسبتاً مستقلی هستیم که هر یک هویت و تاریخی خاص دارند، آنچنانکه مشهور است در ابتدا برخی «واحد»های جهاددانشگاهی ایجاد شدند و سپس «ستاد و دفتر مرکزی» شکل گرفت. از سوی دیگر قدرت عمل و اختیار مستقل واحدهای سازمانی جهاددانشگاهی گاه به قدری زیاد است که برخی (به شوخی یا جدی) آن را از استانداران هم بیشتر می‌دانند؛ پس تعبیر «جمهوری» برای آنها (با کمی اغماض) پذیرفتنی است.

👈 تجمیع این واحدهای نسبتاً مستقل، ذیل اهداف، اصول، آرمانها، پرچم و مقررات واحدی انجام شده که در مجموع نظام مدیریتی متمرکزی را به وجود آورده است، فلذا تعبیر «اتحادیه» نیز بر این سیستم، چندان بیراه نیست.

👈 اما «شورا»، از ابتدا به عنوان یکی از ارکان جهاددانشگاهی بود، به نحوی که در سالهای نه‌چندان دوری، به جای «هیات امنا» دارای «شورای مرکزی» بودیم و هر واحد جهاددانشگاهی نیز «شورای مختص به خود» را داشت. این نظام و شیوه‌ی مدیریتی، کمابیش هنوز هم در جهاددانشگاهی پایدار است و بسیاری از مراجع اصلی تصمیم‌گیری در این نهاد، مبتنی بر شوراست (شورای علمی، شورای هماهنگی، شوراهای نظارت بر گسترش تشکیلات حوزه‌ها، شورای بررسی نهایی طرحها و ده‌ها شورای دیگر).

🔸 در مجموع به نظر می‌رسد مسمّای «اتحاد جماهیر شوروی» چندان با هویت و واقعیت جهاددانشگاهی مغایرتی ندارد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

🔻 تنها امیدواری‌ام این است که سرنوشت «آن» در کمین «این» نباشد!

✅ احمدی‌نژاد و توهّم محبوبیت!

👈 اقدامات یکی دو سال اخیر دکتر احمدی‌نژاد (و از جمله آنها نامه‌ی سرگشاده‌ی وی به رهبری معظم انقلاب اسلامی در اسفند ماه 1396)، با شناختی که از او و سیره‌اش وجود دارد، رفتار چندان عجیبی نیست. اصلی‌‌ترین ریشه‌ی این همه اعتماد به نفس را می‌توان در یک کلمه خلاصه کرد: «توهّم». اما این توهّم ناشی از چیست؟

✅ 1) در مرحله‌ی اول انتخابات ریاست جمهوری سال 1384، کوته‌فکری و عملکرد خودخواهانه‌ی کاندیداهای جناح اصلاح‌طلب (کروبی، معین و مهرعلیزاده) و اصولگرا (قالیباف و لاریجانی) باعث شد تا احمدی‌نژاد با 5 میلیون 710 هزار رأی (با اختلاف حدود 653 هزار رأی بیشتر از کروبی) به همراه هاشمی رفسنجانی به مرحله دوم انتخابات برسد. البته بی‌انصافی نکنیم همین مقدار رأی او تا اندازه‌ی زیادی ناشی از شعارها (و اندک عملکردهای) مورد پسند و حمایت اقشار عدالت‌خواه بود.

به جرأت می‌توان گفت در آن سال، هرکس دیگری هم اگر در مقابل هاشمی رفسنجانی در مرحله‌ی دوم حضور می‌داشت، پیروز انتخابات بود! چرا که هاشمی رفسنجانی (به دلایل متعدد از جمله تخریب گسترده اصلاح‌طلبان که از سال 1378 آغاز و تا همان سالها ادامه داشت) به هیچ‌وجه چهره‌ی قابل دفاعی نبود.

این چنین شد که دکتر احمدی‌نژاد با شعار از میان بردن «فقر و فساد و تبعیض»، بر هاشمی رفسنجانی پیروز شد. احمدی‌نژاد در نخستین خطای استراتژیک خود، «نه به هاشمی رفسنجانی» را نشانه‌ی محبوبیت خود پنداشت.

✅ 2) احمدی‌نژاد در سال 1388 در مبارزات انتخاباتی خود، با زیرکی تمام، همان شکاف اصلی دوره‌ی قبلی را عمیق‌تر کرد، به طوری‌که در مناظره با موسوی و کروبی بیشتر در پی تخریب هاشمی رفسنجانی بود تا تشریح مواضع خود. وی نهایتاً چنان انتخابات را دوقطبی کرد که جمع کثیری از دلسوزان، برای از میان نرفتن اصل نظام، به ناچار به حمایت از وی پرداخته و بار دیگر او را بر مسند قدرت نشاندند (تداعی‌گر داستان قضاوت امام علی (ع) برای نصف کردن کودکی است که دو زن مدعی مادری وی بودند) و این چنین شد که بر توهّم قبلی وی افزوده شد.

✅ 3) حاصل این توهّمات، در سالهای بعدی آشکار شد؛ در پافشاری به انتصاب اسفندیار رحیم‌مشایی به معاون اولی علیرغم اطلاع از نظر رهبری، در عزل عجیب برخی وزیران، در پر و بال دادن به تئوری‌سازان «مکتب ایرانی»، در پرونده‌سازی علیه رییس قوه مقننه و ... و عجیب‌تر از همه، در تقابل با نظر صریح رهبری معظم انقلاب اسلامی در موضوع عزل وزیر اطلاعات و خانه‌نشینی اعتراضی 9 روزه.

این چنین شد که «خودمحوری» به جای «عدالت‌خواهی» نشست و گروه‌های انقلابی به‌تدریج خط و ربط خود را از وی جدا کردند، تا جایی که وقتی در فروردین 96 شورای نگهبان صلاحیت وی را برای نامزدی انتخابات ریاست جمهوری رد کرد، تقریباً هیچ گروه انقلابی و اصولگرایی بر تصمیم شورای نگهبان خرده نگرفت.

✅ 4) احمدی‌نژاد پس از آنکه به واسطه‌ی عملکرد خودمحورانه‌اش، پشتوانه‌های تشکل‌های مردمی، مذهبی و انقلابی را از دست داد، تصور کرد با «گفتگوی رودررو با مردم» و به شیوه‌ی رهبران انقلابی، بتواند همه‌ی ساختارهای جاری را دور زده و برای خود مشروعیتی جدید دست و پا کند، غافل از اینکه شرط اول تأثیرگذاری چنین رویه‌ای، باور مردم به «اخلاص» فرد مدعی رهبری است؛ امری که گفتارها و عملکرد مغرضانه‌ی او در دوران مدیریت و پس از آن، مهم‌ترین مانع برای باور به چنین چیزی در نزد مردم است.

✅ 5) ارزیابی خودخواهانه، شتابزده و نادرست وی از موقعیت اجتماعی‌اش نزد مردم، وی را به ورطه‌ای کشاند که پیش از وی نیز متوهّمان دیگری در آن غرق شده‌اند. کاش او که زمانی آرزوی پابرهنگان برای رسیدن به رؤیای دولتی عادل بود، کمی تاریخ می‌خواند تا ببیند، عاقبت کسانی که تخیل می‌کردند به پشتوانه‌ی مردمی مستظهرند به کجا انجامید؟ از مصدق گرفته تا ابوالحسن بنی‌صدر، و از مسعود رجوی گرفته تا رضا پهلوی!

🔻 کاش حداقل در این چند صباح باقی مانده از عمر و به حرمت همان اندک آبروی باقی‌مانده از سوابق کاری‌اش، لحظه‌ای بیندیشد که به حمایت چه کسی برای چنین ساختارشکنی بزرگی دلخوش کرده است؟ کاش بداند که هر حمایتی، نشانه‌ی «حق‌طلبی» و «عدالت‌خواهی» حامیان نیست؛ امروزه کار به جایی رسیده است که امپراتوری رو به اضمحلال لیبرال، برای تداوم حیات خود و رفع مهم‌ترین معضل جهانی خود (یعنی انقلاب اسلامی) به هر گیاه خشکی چنگ می‌زند و همه‌ی توان داخلی و خارجی خود را برای حمایت از هر کسی که پرچم مخالفت برافرازد، به کار می‌بندد.

▫️ اللهم اجعل عواقب امورنا خیراً

✅ تأملی در تعامل با دولت

▪️ روسای واحدهای جهاددانشگاهی براساس یک رسم مبارک دیرین، هر از گاهی گرد هم جمع شده و ساعاتی را به همفکری و تبادل تجربیات می‌پردازند. در بخشی از برنامه‌ی مربوط به آخرین گردهمایی‌های برگزار شده (سال گذشته در دانشگاه شهید بهشتی) نکات و موضوعات ارزشمندی توسط آقای دکتر محمود متوسلی استاد اقتصاد دانشگاه تهران مطرح شد.

▪️ اصل بحث ایشان در نقد مبانی اقتصاد لیبرالیستی بود که جای دارد همانگونه که توسط ریاست محترم جهاددانشگاهی نیز مورد استقبال قرار گرفت، در جلسات تخصصی آتی، با تفصیل بیشتری مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

▪️ اما یکی از قابل تأمل‌ترین عباراتی که ایشان در سخنان خود از آن یاد کرد، چنین مضمونی داشت:

👈 «موتور حرکت کشور برای توسعه، گروه‌های کوچک است، از دولت توقع توسعه نداشته باشید»

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

▪️ بنده به‌شخصه این رویکرد استراتژیک را برای سیاست‌گذاری کلان در جهاددانشگاهی، بسیار کارآمد و منطبق با مأموریت‌های بنیادی جهاددانشگاهی می‌دانم.

▪️ به گفته دکتر متوسلی، دولتها در چهار سال حاکمیت خود چنان درگیر تثبیت، اعمال و بهره‌برداری از قدرتِ در اختیار هستند که کمتر مجالی برای رعایت مصالح کلان و بلندمدت کشور و تدوین و اجرای برنامه توسعه می‌توانند داشته باشند و این یکی از اصلی‌ترین رموز عدم توفیق برنامه‌های توسعه در ایران است.

▪️ به این معضل عمومی، اضافه کنید تعامل شکننده تاریخی جهاددانشگاهی را در ارتباط با دولتها، به نحوی که با آمدن هر دولت جدید، همگی باید منتظر باشیم تا ببینیم علیه جهاددانشگاهی چه اتفاقی در شُرُف وقوع است؟ به چپ و راست هم کار ندارد، چپها از یک منظر محدودمان می‌کنند، راستها از منظری دیگر! هیچیک از جناحهای اصلی کشور سر همراهی همدلانه با جهاددانشگاهی را نداشته و نخواهند داشت.

▪️ از تحلیل موشکافانه‌ی آقای دکتر متوسلی می‌توان بدین نکته رسید که: چشم‌انتظار گره‌گشایی و پیشگامی دولت در امر توسعه نباید ماند. گاه دولتها خودشان چنان سدّی در برای توسعه‌اند که سازمان‌های توسعه‌گرا باید همه‌ی توان خود را صرف رفع «موانع دولت‌ساخته» کنند.

🔻 و اگر نگرانی از برخی سوء تفاهم‌ها نبود، جا داشت که برسیاق ضرب‌المثل ناجوانمردانه‌ی آمریکایی‌ها که می‌گوید: «سرخ‌پوست خوب، سرخ‌پوست مرده است»، جمله‌ای در وصف «دولت خوب» گفت!

لطفاً مانع خرید تسلیحات نظامی از سوی عربستان نشوید!

🔸 در ماه‌های پایانی دهه‌ 50 شمسی، یعنی درست زمانی که امواج خروشان انقلاب اسلامی آرام نگرفته و کشور هنوز درگیر پیامدهای ناشی از تغییر رژیم استبدادی گذشته بود و همزمان مقابله با نغمه‌های تفرقه‌افکنانه و جدایی‌طلبانه در گوشه‌گوشه‌ کشور از کردستان و سیستان گرفته تا ترکمن‌صحرا و خوزستان ادامه داشت، جنگی تمام‌عیار از سوی رژیم بعث عراق بر ملت ما تحمیل شد که تا 8 سال بعد، بیشترین سرمایه‌های مادی و معنوی نظام نوپای جمهوری اسلامی را مصروف کرد و ایران اسلامی را از برکت همراهی جمعی از بااخلاص‌ترین، باانگیزه‌ترین و توانمندترین سرمایه‌های انسانی و مدیران کارآمد آتی خود، محروم کرد.

🔸 در کنار همه‌ مسائل و مشکلات آن سال‌ها، موضوعی که بیش از پیش کار را بر فرماندهان جنگ صعب و دشوار می‌کرد، «تحریم» کشور در جهت دستیابی به سلاح‌های مورد نیاز برای دفاع بود، به نحوی که شایع است حتی بر اساس تحریم‌های غرب، امکان خرید سلاح‌های ساده و پیش‌پاافتاده نیز براحتی ممکن نبود. در این میان صنایع نظامی عقب‌نگه داشته شده در رژیم گذشته نیز از توانایی و تجربه‌ لازم برای تولید ماشین‌آلات، مهمات و تجهیزات جنگی برخوردار نبود.

🔸 هرچند در طول سال‌های بعد، با همت و توکل دلیرمردان عرصه‌ دفاع (همچون شهید طهرانی‌مقدم و دیگران) بتدریج توان تولیدی صنایع نظامی رشد کرد و بسیاری از نیازهای داخلی به شیوه‌ خودکفایی تأمین شد اما جای تردید نیست که در نخستین سال‌های دفاع مقدس، وجود ذخایر قابل اعتنایی از مهمات و سلاح‌های مناسب در زرادخانه‌های کشور و همچنین تجهیزات و ماشین‌آلات نظامی خریداری شده (نظیر هواپیماهای پیشرفته اف 14 و ...)، باعث شد توان نظامی کشور در مقابل ماشین جنگی فوق‌پیشرفته‌ صدام که بشدت و با‌ سرعت از سوی متحدان غربی او بازسازی می‌شد، مقاومت مناسبی از خود نشان دهد. یعنی دقیقاً همان سلاح‌ها و مهماتی که هرگز محمدرضا پهلوی و اربابان او، تصور نمی‌کردند روزی در جریان مقاومت علیه کینه‌توزی‌ها و توطئه‌های آنها به یاری انقلابیون مسلمان بشتابد!

🔸 اینچنین شد که حکومت وابسته به غرب پهلوی، ندانسته و نخواسته، در جهت تجهیز ملت و کشوری اقدام کرد که بزودی در صف اول مبارزه با منافع آمریکا، انگلیس و بویژه صهیونیست‌ها قرار گرفت.

🔸 گویا تاریخ دوباره در حال تکرار است، البته این‌بار با نوید و زمزمه‌ انتقامی سخت‌تر و طاقت‌فرساتر از آنچه در جریان جنگ تحمیلی برای نظام سلطه رخ داد؛ عربستان سعودی که چند سالی است دلقک‌وار می‌کوشد با حراج همه‌ سرمایه‌های خود، لبخند بر چهره‌ کریه حاکمان کاخ سفید و فرزند نامشروع منطقه‌ای آنان (رژیم غاصب صهیونیستی) بنشاند، با ولعی سیری‌ناپذیر اقدام به خرید و انباشت و استفاده از تسلیحات نظامی در جنگ با مردم بی‌دفاع و مظلوم یمن کرده و شاید به این طریق می‌کوشد به خیال خود بنیه‌ دفاعی‌اش را در نبردهای احتمالی آینده نیز تقویت و تثبیت کند، غافل از آنکه ممکن است سنت و تقدیر الهی سرنوشت دیگری را برای‌شان رقم بزند. شاید دیر نباشد که دروازه‌های حکومت جاهلیتی سعودی، برای ستمدیدگانی که امروز جز چنگ و دندان سلاح دیگری برای مقابله با شرارت‌ها ندارند، گشوده شود. شاید دیر نباشد که زمینه‌ تحقق وعده‌ خداوند مبنی بر یاری مظلومان فراهم شده و سیل بنیان‌برافکن عدالت‌خواهان، بنیاد خانه‌ عنکبوتی صهیونیسم را ویران کند.

🔸 با امید به تحقق همین وعده، از افکار عمومی (و نه از دولتمردان که در چارچوب وظایف و مسؤولیت‌های قانونی خود، الزامات دیگری دارند) تقاضا می‌کنیم:

ـ با جنایات ضدبشری عربستان در یمن، بحرین، سوریه و... با همه‌ توان و از همه‌ طریق‌های ممکن، مقابله کنید.

ـ در جهت خنثی‌سازی توطئه‌های سیاستمداران و قدرتمندان حجازنشین از همه‌ امکانات نرم‌افزاری و ارتباطی بهره بگیرید، برای افشاگری نظام فاسد سعودی هر چه در توان دارید ابراز کنید اما با خرید تسلیحات و ادوات نظامی عربستان مخالفت نکنید! چرا که حوثی‌ها برای محو خاندان سعود و حامیان منطقه‌ای آنها و برای جنگی تمام‌عیار با غاصبان مسجدالاقصی به سلاح‌های پیشرفته‌تری نیاز دارند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی‌نوشت: این یادداشت به همت روزنامه‌ی «وطن امروز» در مورخه 24 بهمن 1396 به چاپ رسید، برای مطالعه‌ی آن می‌توانید به نشانی ذیل مراجعه نمایید:

لینک مطلب

✅ توسعه‌ی تلگرام، نماد غلبه‌ی سرگرمی

▪️ عصر جدید به یک تعبیر، عصر غلبه‌ی «سرگرمی» بر حیات فردی و اجتماعی آدمی است. عصری که همه‌ی امکانات در جهت تحقق خواسته‌ها، تمایلات، آسایش و لذت، آنهم تنها و تنها در دایره‌ی ملموسات و محسوسات به کار گرفته می‌شود و عنصر اصلی قوام دهنده به وجود آدمی یعنی «اندیشه» قربانی می‌شود.

▪️ درباره‌ی چگونگی سلطه‌ی پول (به عنوان نماد تمدن دنیامحور غرب) و فرهنگی پولی بر انسانیت، نقدهای متعدد و متنوعی شده ارائه است. همچنین درباره‌ی اینکه «رسانه‌های مدرن» (نظیر سینما، تلویزیون و اخیراً اینترنت) چگونه همواره به عنوان ابزارهای اصلی در بسط فرهنگ مادی غربی بوده‌اند نیز، نقدهای مختلفی ارائه شده است؛ آنهم نه فقط از سوی متفکران مسلمان، بلکه برخی روشنفکران مسئول رشد یافته در همان تمدن نیز در این زمینه حرفهای شنیدنی دارند؛ نظیر متفکران مکتب فرانکفورت (آدورنو، هورکهایمر و ...)

▪️ «تلگرام» (به عنوان کاربردی‌ترین شبکه اجتماعی نزد ایرانیان) نیز البته تافته‌ای جدابافته از دیگر رسانه‌های مدرن نیست، اما با ویژگی‌هایی خاص‌تر که همچنان ماهیت و عملکردش نیاز به نقد و بررسی دارد.

👈 مطلب ذیل یادداشتی از بنده در همین زمینه است که به همت روزنامه «صبح نو» منتشر گردیده است، اگر علاقه‌مند به موضوع بودید، به اصل مطلب در لینک ذیل مراجعه نمایید:

👇👇👇👇👇

http://sobhe-no.ir/newspaper/401/10

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی‌نوشت: یادداشت مذکور تلخیصی از نوشته‌ی مفصل قبلی اینجانب درباره‌ی تلگرام است که در همین وبلاگ منتشر گردیده است.