✅ ملاحظات در تعامل با غير مسلمانها از منظر شهيد بهشتي

 

🔸 اولاً شكل و سطح تعامل با غير مسلمانها انواعي دارد كه هر كدام حكم مخصوص به خود را خواهد داشت؛ اين تعاملات از نيكويي، احسان و خوش‌رفتاري آغاز شده و به ديگر سطوح همچون: دوستي و الفت، معاشرت و آميزش، هم‌‌پيماني و همكاري در امور عادي زندگي، در امور علمي و در امور سياسي و اجتماعي قابل گسترش است.

🔸 ثانياً غير مسلمانها نيز انواعي را شامل مي‌شوند كه تعامل با هر گروه نيز حكم خاص خود را دارد؛

    - آنها كه با اسلام و مسلمين سر جنگ و ستيز دارند و به آزار مسلمين مي‌پردازند

    - آنها كه سر جنگ ندارند ولي آنقدر متعصبند كه حاضر نيستند به دعوت اسلام گوش دهند

    - آنها كه از معارف اسلام تا حدي آگاهي دارند ولي به واسطه‌ي تعلق خاطر به منافع و مطامع مادي از قبول آن سر باز مي‌زنند

    - آنها كه حقانيت اسلام برايشان روشن است ولي براي از دست ندادن سلطه‌ي خود، آن را كتمان مي‌كنند

    - آنها كه اصلاً دعوت اسلام را نشنيده و يا به خاطر موانعي، از درك حقيقت آن عاجزند

🔸 ثالثاً محدوديت‌ها و ممنوعيت‌هايي در تعامل با غير مسلمانها وجود دارد؛ آنجا كه:

    - آراء و افكار غيراسلامي و ضداسلامي آنها، باعث انحراف يا سستي عقيده و اخلاق مسلمين شود

    - باعث بروز احساس ضعف و ذلت در مسلمين و لذا خودباختگي و تقليد از رويه‌هاي عقيدتي، اخلاقي و اجتماعي آنها شود

    - چنان به وابستگي عاطفي منجر شده كه باعث تقدم منافع و مصالح فردي و اجتماعي غيرمسلمانها بر مسلمين شود

👈 نتيجه: اسلام به خوش‌رفتاري با همه مردم تأكيد دارد، در عين حال معني خوش‌رفتاري با غير مسلمانها اين نيست كه از خود ضعف و خواري نشان دهيم يا براي خوشايند آنها، خود را به اسلام و وظايف اسلامي بي‌قيد نشان دهيم و در انجام واجبات و ترك محرمات بي‌مبالات شويم. همچنين در تعامل با آنها، استقلال و شخصيت فردي و اجتماعي مسلمانان بايد حفظ شود و با كساني كه حقوق و حدود مسلمين را مراعات نمي‌كنند، طوري عمل شود كه وادار به احترام به حقوق مسلمين شوند.

 📚 منبع: كتاب چهار گفتار از دو شهيد، نشر معراج، قم، 1360

✅ انواع حكومت‌ها از منظر شهيد بهشتي


حكومتها از نظر هدف به سه نوع اصلي تقسيم مي‌شوند:
🔻 1) حكومتي كه هدف اصلي آن تأمين خواسته‌هاي حاكم و هيأت حاكمه است. راه و روش اجتماع وجهت فعاليت سازمانهاي اجتماعي را تمايل حكمرانان تعيين مي‌كند، فرقي هم نمي‌كند حكومت به دست چه فردي يا چه طبقه‌اي باشد، ملاك ارزش هر چيز تمايل حكومت است.
🔻 2) حكومتي كه هدف اصلي آن تأمين خواسته‌هاي مردم است. براي اين نوع حكومت حق و باطل، خوب و بد، زشت و زيبا، مصلحت و خلاف مصلحتي جز خواست عموم يا اكثريت وجود ندارد. هيچ اصل ثابت حتي اخلاق و مذهب يا سنن ملي و اجتماعي نيست كه بتوان براي هميشه بر آن تكيه كرد.
🔻 3) حكومتي كه هدف اصلي آن تأمين مصالح مردم است. در اين نوع حكومت، اصل ثابت و تغييرناپذير، مراعات مصالح عمومي است. عالي‌ترين حكومت از اين نوع آن است كه اساس آن مراعات مصالح مادي و معنوي، اخلاقي و ديني براي همه افراد، همه طبقات، همه ملتها و همه نژادها در همه نسلها و زمانها باشد.

📚 منبع: كتاب حكومت در اسلام، مركز انتشارات قدس، قم، 1360

✅ «شيعه» مترقي‌ترين برداشت از اسلام


🔻 من معتقدم كه تشيّع يك فرقه مذهبي خاص در برابر فرقه‌هاي ديگر اسلامي نيست. مذهبي نيست كه اسلام باشد به اضافه چند چيز ديگر، تشيّع يك نوع «فهميدن اسلام» بوده است. چگونه فهميدني؟ فهميدن مترقي و ضد اشرافي و ضد نژادي و ضد طبقاتي و ضد حاكميتي اسلام است! تشيع نهضتي بوده است كه از آغاز در برابر انحراف مسير اجتماعي و روح و جهت و بينش حقيقي مكتب اسلام ايستاد و از نفوذ آگاهانه و ناآگاهانه عناصر نژادي و طبقاتي و اشرافي و سياسي و فكري ضد اسلامي مانع شد و كوشيد تا سنت پيامبر را در برابر احياي سنتهاي جاهلي نگاه دارد.
🔻 من نه به عنوان يك شيعه موروثي و متعصب مذهبي، كه به عنوان يك روشنفكر مسئول و متعهد اجتماعي، از راه تحقيق علمي و تاريخي و با شناخت مكتب اسلام و تاريخ اسلام و آشنايي با اديان گذشته و ايدئولوژيهاي جديد، به اين واقعيت عيني علمي رسيده‌ام كه «تشيّع» از نظر اعتقادي، مترقي‌ترين تلقي از «مكتب اسلام» و از نظر اجتماعي و سياسي، مترقي‌ترين نهضت و مردمي‌ترين جناح در تاريخ اسلام بوده است.

👈دكتر علي شريعتي
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📚 منبع: كتاب «پدر، مادر، ما متهميم»، تهران، نشر صحف، صفحه 54 و 55