▪️ حدود 16 میلیون رأی اصولگرایان در انتخابات سال 96 (یعنی حدود 40 درصد آرا) نشان از پایگاه اجتماعی نسبتاً مناسب این جناح در جامعه دارد. این در حالی است که از حدود 40 روزنامه‌ای که در ایام انتخابات منتشر می‌شد حدود 30 روزنامه (75 درصد) مواضعی در دفاع از جریان اصلاحات داشتند.

▫️ کمابیش همین نسبت، از دیگر رسانه‌ها نیز (شبکه‌های اجتماعی، سایتهای خبری و ...) در نقد (و گاه حتی تخریب اصولگرایان) تلاش مستمر و بی‌وقفه‌ای داشتند. به این شرایط، اضافه کنید عملکرد سالهای پایانی دولت دکتر احمدی‌نژاد را که باعث شد حتی محافظه‌کارترین جریانات اصولگرا نیز از مواضع و عملکرد وی برائت بجویند، چه رسد به دیگر جرایانات سیاسی.

▪️ با وجود همه‌ی این زمینه‌های منفی، رأی قابل ملاحظه‌ی جبهه‌ی اصولگرا، نشان داد هنوز ظرفیت‌ها و سرمایه‌های اجتماعی مناسبی در اختیار ایشان است که می‌توان از آنها به شکل مناسبی بهره‌برداری کرد.

▫️ از جمله‌ی این ظرفیتها و فرصتهای مناسب در اختیار، می‌توان به «اعتماد مردم و خصوصاً مذهبیون» به این جبهه اشاره کرد.

▪️ «ظرفیتهای گفتمان چپ اقتصادی و سیاسی» که در دوره‌ی حاکمیت اصلاح‌طلبان (خصوصاً حاکمیت سیاستهای اقتصادی و فرهنگی نولیبرال کارگزاران) کاملاً مورد بی‌مهری قرار گرفته است نیز فرصت مناسب دیگری را برای اصولگرایان ایجاد نموده است.

▫️ «گفتمان پرقدرت عدالت» نیز ظرفیت دیگری است که همچنان در جامعه می‌تواند به عنوان موتور محرک حرکتهای اجتماعی و سیاسی عمل کند.

👈 اینها تنها بخش کوچکی از ظرفیتهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در اختیار اصولگرایان است که با شناختشان و بهره‌گیری مناسب از آنها، می‌توان سبد رأی این جناح را در انتخابات بعدی بزرگتر نمود.

🔻 این مبحث ادامه دارد، ان شاء الله.