▫️ (به یادبود چهل سال دوری از امام موسی صدر)

 

ــ نه بارقه‌های نام و عنوان چشم عقلش را خیره ساخت و نه جاذبه‌های درس و بحث و تدریس.

ــ نه دانشگاه توان سیراب کردن عطش او به کسب علم نافع را داشت و نه حوزه.

ــ نه تهران توانست او را مجذوب خود سازد، نه قم و نه نجف.

ــ او را برای مأموریت مهم دیگری آفریده بودند؛ نجات محرومان لبنان.

ــــــــــــ

🔹 چیزی نمانده بود تا «امام موسی صدر» به مرجع علی‌الاطلاق شیعیان تبدیل شود؛ تنها اگر چند سال دیگر در نجف می‌ماند به چنین جایگاهی نائل می‌گردید. این نه حرف من، که عین عبارت مرجع عالی جهان تشیع، آیت الله العظمی خویی و مُرّ کلام متفکر نامدار شیعه، علامه‌ی شهید محمدباقر صدر است.

🔸 اما «سید موسی» در آغاز دوران شکوفایی، یعنی زمانی که تنها 31 سال داشت و می‌رفت تا تشنگان معارف ناب اسلامی را از زلال اندیشه‌اش سیراب کند، راهی دیگر را برگزید؛ هجرت به لبنان.

🔹 رویکرد او در تعامل اصلاحی با جامعه، درست در مقابل رویکرد سیدجمال الدین اسدآبادی قرار داشت؛ امام موسی صدر صراحتاً بیان می‌داشت: «ما باید صد سال به عقب برگردیم و اشتباه سیدجمال الدین را جبران کنیم. اشتباه سیدجمال این بود که از سران و از بالا شروع کرد، ما باید از پایین و از دل مردم کار را شروع کنیم». این چنین شد که در کمتر از 20 سال، چهره‌ لبنان و زندگی شیعیان آن را به‌کلی تغییر داد.

🔸 از شهر «صور» شروع کرد اما شهرنشین نشد؛ به تک‌تک روستاهای حومه‌‌ی صور سر زد و چهره به چهره با شیعیان گفت‌وگو نمود. بقیه‌ی شهرهای جنوب لبنان را نیز درنوردید و در همه‌جا یک چیز یافت: فقر، فلاکت، فساد و فحشاء سایه‌ی شومی بر زندگی شیعیان لبنان فروافکنده بود.

🔹 باید چاره‌ای می‌اندیشید و کاری می‌کرد؛ سازمانی فراهم کرد تا فقرای شیعه را شناسایی کند و بعد نهادی برای جمع‌آوری صدقات بنا نهاد تا شیوه‌‌ی نادرست رسیدگی به فقرا اصلاح شود. مجالس روشنگری خود را از مسجد و حسینیه، به قهوه‌خانه و مهمان‌خانه و کبابی‌ها و ... کشاند تا جمع بیشتری از جوانان را مخاطب خود نماید.

🔸 قریب به یکسال به منظور یافتن راهی برای نجات زنان و دختران مسلمان از مفاسد اجتماعی، مطالعه و بررسی کرد. «سید» به‌خوبی واقف بود که کلید نجات شیعیان لبنان از فساد و فلاکت، «مبارزه با فقر» است و لذا بر آن شد تا با توسعه‌ی فضای فرهنگی «جمعیت احسان و نیکوکاری»، بستری برای آموزش و توانمندسازی ایشان فراهم آورد. در فضای فرهنگی جدید، به زنان و دختران آموزش پرستاری، خیاطی، هنر و گلیم‌بافی داد تا بتوانند پایه‌های اقتصاد زندگی خود را بر فعالیتی سازنده بنا کنند.

🔹 تأسیس مدرسه علمیه در شهر صور که در آن علاوه بر دروس سنتی حوزه، موضوعاتی چون حدیث، نهج البلاغه و زبان انگلیسی نیز ارائه می‌شد و علاوه بر طلبه‌ی لبنانی، راه ورود برای دیگر مشتاقان خارجی نیز فراهم بود، اقدام دیگر «سید موسی» برای ارتقای فکری و اعتقادی جوانان شیعه بود.

او تنها به ارتقای باورهای دینی اکتفا نکرد، چندی بعد «مدرسه صنعتی جبل عامل» را ایجاد کرد (همان مدرسه‌ای که زمینه‌ساز آشنایی و همکاری دکتر مصطفی چمران با امام موسی صدر شد) تا در آن فنون مختلفی چون: نجاری، آهنگری، جوشکاری، برق و ... به جوانان آموخته شود.

🔸 سید همزمان با آباد کردن صور، خدمات خود را به دیگر بخش‌های لبنان نیز توسعه داد، در اولین اقدام و به منظور سازماندهی اداره بهتر امور شیعیان لبنان، اقدام به تأسیس «مجلس اعلای شیعیان» کرد و سپس «حرکت المحرومین» را پایه‌گذاری کرد.

🔹 تلاشهای «سید» در حال ثمردهی بود که غده سرطانی منطقه با تجاوز به جنوب لبنان اوضاع این کشور را دگرگون کرد. رژیم اشغالگر قدس علاوه بر حمله‌ نظامی، شروع به اختلاف افکنی میان مسیحیان، دروزی‌ها، شیعیان و اهل تسنن کرد، به نوعی که لبنان تا آستانه‌ی جنگ داخلی پیش رفت. همین وقایع زمینه‌ای برای تشکیل «امل» به عنوان شاخه نظامی حرکت المحرومین شد.

🔸 امام موسی صدر که تنها راه خاموشی فتنه‌ی اسرائیل را «وحدت اعراب» می‌دانست، تلاش تازه‌ی خود را برای همراهی دیگر کشورها آغاز کرد و با سران سوریه، اردن، عربستان و الجزایر به گفت‌وگو نشست. آخرین مقصد رایزنی‌های او برای نجات لبنان، «لیبی» بود؛ سفری که دیگر بازگشتی در پی نداشت.

🔻 9 شهریور امسال، غیبت «سید» را چهل ساله کرد و اکنون تنها کلامم با «امام» این است: کاش بر نقد خود درباره‌ی سیدجمال استوار می‌ماندی و هرگز به سراغ «سران» نمی‌رفتی که اگر چنین می‌شد داغ غربت 40 ساله‌ات، امروز این چنین قلبمان را نمی‌سوزاند.