👈 اقدامات یکی دو سال اخیر دکتر احمدی‌نژاد (و از جمله آنها نامه‌ی سرگشاده‌ی وی به رهبری معظم انقلاب اسلامی در اسفند ماه 1396)، با شناختی که از او و سیره‌اش وجود دارد، رفتار چندان عجیبی نیست. اصلی‌‌ترین ریشه‌ی این همه اعتماد به نفس را می‌توان در یک کلمه خلاصه کرد: «توهّم». اما این توهّم ناشی از چیست؟

✅ 1) در مرحله‌ی اول انتخابات ریاست جمهوری سال 1384، کوته‌فکری و عملکرد خودخواهانه‌ی کاندیداهای جناح اصلاح‌طلب (کروبی، معین و مهرعلیزاده) و اصولگرا (قالیباف و لاریجانی) باعث شد تا احمدی‌نژاد با 5 میلیون 710 هزار رأی (با اختلاف حدود 653 هزار رأی بیشتر از کروبی) به همراه هاشمی رفسنجانی به مرحله دوم انتخابات برسد. البته بی‌انصافی نکنیم همین مقدار رأی او تا اندازه‌ی زیادی ناشی از شعارها (و اندک عملکردهای) مورد پسند و حمایت اقشار عدالت‌خواه بود.

به جرأت می‌توان گفت در آن سال، هرکس دیگری هم اگر در مقابل هاشمی رفسنجانی در مرحله‌ی دوم حضور می‌داشت، پیروز انتخابات بود! چرا که هاشمی رفسنجانی (به دلایل متعدد از جمله تخریب گسترده اصلاح‌طلبان که از سال 1378 آغاز و تا همان سالها ادامه داشت) به هیچ‌وجه چهره‌ی قابل دفاعی نبود.

این چنین شد که دکتر احمدی‌نژاد با شعار از میان بردن «فقر و فساد و تبعیض»، بر هاشمی رفسنجانی پیروز شد. احمدی‌نژاد در نخستین خطای استراتژیک خود، «نه به هاشمی رفسنجانی» را نشانه‌ی محبوبیت خود پنداشت.

✅ 2) احمدی‌نژاد در سال 1388 در مبارزات انتخاباتی خود، با زیرکی تمام، همان شکاف اصلی دوره‌ی قبلی را عمیق‌تر کرد، به طوری‌که در مناظره با موسوی و کروبی بیشتر در پی تخریب هاشمی رفسنجانی بود تا تشریح مواضع خود. وی نهایتاً چنان انتخابات را دوقطبی کرد که جمع کثیری از دلسوزان، برای از میان نرفتن اصل نظام، به ناچار به حمایت از وی پرداخته و بار دیگر او را بر مسند قدرت نشاندند (تداعی‌گر داستان قضاوت امام علی (ع) برای نصف کردن کودکی است که دو زن مدعی مادری وی بودند) و این چنین شد که بر توهّم قبلی وی افزوده شد.

✅ 3) حاصل این توهّمات، در سالهای بعدی آشکار شد؛ در پافشاری به انتصاب اسفندیار رحیم‌مشایی به معاون اولی علیرغم اطلاع از نظر رهبری، در عزل عجیب برخی وزیران، در پر و بال دادن به تئوری‌سازان «مکتب ایرانی»، در پرونده‌سازی علیه رییس قوه مقننه و ... و عجیب‌تر از همه، در تقابل با نظر صریح رهبری معظم انقلاب اسلامی در موضوع عزل وزیر اطلاعات و خانه‌نشینی اعتراضی 9 روزه.

این چنین شد که «خودمحوری» به جای «عدالت‌خواهی» نشست و گروه‌های انقلابی به‌تدریج خط و ربط خود را از وی جدا کردند، تا جایی که وقتی در فروردین 96 شورای نگهبان صلاحیت وی را برای نامزدی انتخابات ریاست جمهوری رد کرد، تقریباً هیچ گروه انقلابی و اصولگرایی بر تصمیم شورای نگهبان خرده نگرفت.

✅ 4) احمدی‌نژاد پس از آنکه به واسطه‌ی عملکرد خودمحورانه‌اش، پشتوانه‌های تشکل‌های مردمی، مذهبی و انقلابی را از دست داد، تصور کرد با «گفتگوی رودررو با مردم» و به شیوه‌ی رهبران انقلابی، بتواند همه‌ی ساختارهای جاری را دور زده و برای خود مشروعیتی جدید دست و پا کند، غافل از اینکه شرط اول تأثیرگذاری چنین رویه‌ای، باور مردم به «اخلاص» فرد مدعی رهبری است؛ امری که گفتارها و عملکرد مغرضانه‌ی او در دوران مدیریت و پس از آن، مهم‌ترین مانع برای باور به چنین چیزی در نزد مردم است.

✅ 5) ارزیابی خودخواهانه، شتابزده و نادرست وی از موقعیت اجتماعی‌اش نزد مردم، وی را به ورطه‌ای کشاند که پیش از وی نیز متوهّمان دیگری در آن غرق شده‌اند. کاش او که زمانی آرزوی پابرهنگان برای رسیدن به رؤیای دولتی عادل بود، کمی تاریخ می‌خواند تا ببیند، عاقبت کسانی که تخیل می‌کردند به پشتوانه‌ی مردمی مستظهرند به کجا انجامید؟ از مصدق گرفته تا ابوالحسن بنی‌صدر، و از مسعود رجوی گرفته تا رضا پهلوی!

🔻 کاش حداقل در این چند صباح باقی مانده از عمر و به حرمت همان اندک آبروی باقی‌مانده از سوابق کاری‌اش، لحظه‌ای بیندیشد که به حمایت چه کسی برای چنین ساختارشکنی بزرگی دلخوش کرده است؟ کاش بداند که هر حمایتی، نشانه‌ی «حق‌طلبی» و «عدالت‌خواهی» حامیان نیست؛ امروزه کار به جایی رسیده است که امپراتوری رو به اضمحلال لیبرال، برای تداوم حیات خود و رفع مهم‌ترین معضل جهانی خود (یعنی انقلاب اسلامی) به هر گیاه خشکی چنگ می‌زند و همه‌ی توان داخلی و خارجی خود را برای حمایت از هر کسی که پرچم مخالفت برافرازد، به کار می‌بندد.

▫️ اللهم اجعل عواقب امورنا خیراً