👈 اوقات فراغت چه نيست؟!

شايد مرسوم نباشد كه مطلب را اينگونه با ارائه‌ي تعريفي سلبي آغاز كنيم، اما شاید پرداختن به جنبه‌هاي سلبي «اوقات فراغت»، ما را در شناخت ايجابي آن نيز ياري مي‌رساند.

🔸 يك تصور اجمالي و خام از اوقات فراغت آن است كه بپنداريم اوقات فراغت، ساعاتي است كه فرد به بطالت و بيكاري مي‌گذراند و لذا لازم است كه براي جلوگيري از اتلاف عمر، به نحوي براي پر كردن آن ساعات برنامه‌ريزي انجام شود. گاهي نيز تلقي از اوقات فراغت، ساعاتي است كه صرفاً براي پرداختن به استراحت و تفريح سپري مي‌شود، هر چند شايد نتوان تفريح را به عنوان بخشي از كاركردهاي اين اوقات يكسره حذف كرد، اما اين تلقي كه اين زمان‌ها «فقط و فقط» براي بطالت، تفريح و سرگرمي است، تصور نادرستي است.

 👈 اوقات فراغت چه هست؟

🔸 تعاريف متنوع و متعددي از اوقات فراغت ارائه شده که مجال مرور همه‌ی آنها فراهم نیست، اما در اصلی‌ترین تعاریف (از جمله توسط آلن بيرو، اندرسون و ژوفر دومازديه)، دو ركن «انجام فعاليت» و «خودانگيخته» مورد تأکید است. اين بدان معني است كه اولاً اوقات فراغت، ساعات استراحت مطلق، بيكاري و بطالت نيست، ساعاتي است كه در آن، فرد به «فعاليتي» اشتغال دارد، اما چگونه فعاليتي؟ فعاليتي كه فرد فراتر از وظايف جاري و رسمي فردي و اجتماعي و براساس انگيزه‌هاي غير مادي، متناسب با تمايلات خود براي توسعه‌ي استعدادها و علايق شخصي و بروز خلاقيت‌ها از آن بهره مي‌گيرد.

🔸 به بيان مختصر؛ اوقات فراغت زماني است كه افراد در آن براساس علاقه‌مندي‌هاي شخصي خود و بدون الزام و اجبار بيروني، به انجام فعاليت سازنده‌اي اشتغال داشته باشد.

👈 فراغت از چه چيز؟

🔸 پيش‌فرض تعاريف ارائه شده اين است كه تك‌تك افراد و اعضاي جامعه به واسطه‌ي موقعيت‌هايي كه در آن قرار دارند، داراي وظايف و مسئوليت‌هايي هستند كه توسط مرجعي بيروني به آن‌ها تحميل شده و افراد مكلف به ايفاي آن نقش‌ها و اجراي آن مسئوليت‌ها بوده و در قبال آن پاسخگو هستند. وظايف، مسئوليت‌ها و نقش‌هايي چون: محصل يا معلم بودن، كارمندي يا مديريت، عضويت يا سرپرستي خانواده، شهروندي يا شهرباني و نظاير آن.

🔸 اما ماهيت چندبُعدي روان آدمي به گونه‌اي است كه نمي‌توان او را در حصارهاي تنگ و تك‌بعدي از پيش تعريف‌شده‌اي منجمد كرد و ظرفيت‌هاي بزرگ روحي و رواني وي را منكر شد. از اين رو بسياري از استعدادهاي وي كه در دايره‌ي محدود وظايف رسمي، مجالي براي ظهور نمي‌يابند، مترصد موقعيت و زماني براي خودنمايي، رشد و شكوفايي خواهد ماند و به‌محض فراهم شدن زمينه‌اي متناسب، به بار خواهند نشست.

🔸 پس منظور از «فراغت»، كنار گذاشتن همه‌ي اصول رشد و تعالي و رهايي از همه‌ي قيود تربيتي و انساني نيست؛ مقصود، فراغت از وظايف رسمي ديكته شده‌اي است كه از سوي ديگران براي ما تعريف و تعيين شده است.

👈 چه بايد كرد؟

🔸 با تعريف «اوقات فراغت»، لوازم و دامنه‌ي آن، اكنون روشن است كه با توجه به تفاوت‌هاي افراد در علائق، سلايق، نيازهاي رواني (شناختي و عاطفي)، قابليت‌ها، استعدادها و آمادگي‌ها، نگرش‌ها و اولويت‌بندي‌ها، و حتي مسائل محيطي و پيراموني (اعم از محيط فرهنگي، اجتماعي و حتي جغرافيايي) مي‌توان رويكردهاي مختلفي براي برنامه‌ريزي اوقات فراغت پيشنهاد داد؛ هر چند ذكر همه‌ي نكات مرتبط در اين مقال نمي‌گنجد اما برخي اركان اصلي مورد عنايت در برنامه‌ريزي‌هاي مرتبط با اين اوقات به شرح ذيل است:

🔻 مهم‌ترين اقدام عملي، زمينه‌سازي متناسب و فراهم‌آوردن برنامه‌هاي متنوع به‌گونه‌اي است كه افراد با سليقه‌هاي مختلف بتوانند از ميان فعاليت‌هاي موجود، متناسب با نياز و علاقه‌ي خود انتخابي آزاد و خودانگيخته داشته باشند.

🔻 طراحي و شناساندن «فعاليت‌هاي سالم» مبتني بر خلاقيت، پرسشگري، تفكر و تأمل، موجب شكوفايي سرمايه‌هاي فطري افراد خواهد شد.

🔻 آگاه‌سازي افراد به تمايلات فطري «عميق» و در عين حال «پنهان» خود، در مقابل تمايلات «سطحي» و «آشكار»، رمز اصلي در خداپسندانه و ديني شدن اوقات فراغت است كه تفصيل آن مجال ديگري مي‌طلبد.