👈 انتخابات 96؛ اشارات و تنبیهات (2)
▫️ در نوبت قبل اشاره شد که «بازخوانی و تعریف دوباره مبانی، راهبردها و تاکتیکهای اصولگرایی» را باید یکی از اصلیترین و مهمترین درسهای انتخابات 96 برای اصولگرایان به حساب آورد. اما این بازخوانی باید واجد کدام توجهات باشد؟
به نظر میرسد در این فرآیند بازخوانی، توجه به موارد ذیل حائز اهمیت است:
🔸 1- نقد عملکرد گذشته: به عقیدهی بنده در تمام سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اصولگرایان هرگز در مصدر ادارهی کشور قرار نگرفتهاند. تنها دولتی را که نزدیک به این جبهه قلمداد میکنند، دولتهایی است که با ریاست دکتر احمدینژاد تشکیل گردید. با این حال لازم به یادآوری است که احمدینژاد هرگز خود را از این جبهه ندانست و اصولگرایان نیز از ابتدا با وی زاویه داشتند. عملکرد و سرنوشت وی نیز نشان داد که وی را هرگز نمیتوان نماد مدیریت اصولگرایان بر کشور دانست. با این حال، اصولگرایان اگر نه در دولت، که در مدیریتهای دیگری در کشور حضور داشتهاند که حضورشان گاه با عدم توفیقهایی هم همراه بوده است. لذا نخستین گام این جریان میتواند نقد مواضع و عملکرد خود با تأکید بر شناخت زمینههای ناکارآمدی قبلی باشد.
🔸 2- توجه به مبانی قدرت نرم اصولگرایی: اصولگرایان از سرمایههای معنوی بسیاری برخوردارند که همچنان بین طیف وسیعی از جامعه دارای اعتبار و ارزش است؛ مبانی فکری، انقلابی، دینی و پیشینهی نظری و فرهنگی این جریان، گنجینههای ارزشمندی هستند که نیاز به استخراج و فرآوری دوباره دارد.
🔸 3- تبیین نسبت مباحث کلان نظری با معضلات موجود: لازم است مباحث از حوزهی کلان نظری و تئوریک، به سوی مسائل واقعی و مبتلابه جامعه هدایت شود. نشان دادن ربط تئوریهای کلان با واقعیات جاری و مسائل ملموس مردم، یکی از اصلیترین نیازهاست.
🔸 4- تبیین اصلیترین مسائل و دغدغههای مردم و جامعه و تعیین موضع خود نسبت به آنها: برای مردم اهمیت دارد که بدانند مدیران جامعه، مشکلات آنها را میبینند و میشناسند و نسبت به آنها دغدغه دارند. گاه پرداختن به مباحث صرفاً نظری، باعث ایجاد دافعه در مخاطبان میشود.
🔹 این مبحث ادامه دارد، ان شاء الله.