🔻 بنی هاشم ـ بنی امیه، ریشه اختلافات

▫️برای «عبد مناف»، جدّ سوم پیامبر اسلام، شش فرزند پسر ثبت شده است، از این میان، دو پسر به نامهای «هاشم» و «عبد شمس»، دوقلوی به هم چسبیده بودند، بدین گونه که در هنگام تولّد، انگشت هاشم به پیشانى برادرش عبدشمس چسبیده بود، موقع جدا کردن خون زیادى جارى شد و مردم آن را به فال بد گرفتند.

▫️«امیّه» به یک روایت فرزند و به روایت دیگر غلام آزاد شده‌ی عبد شمس است که او را از شام خرید و با خود به حجاز آورد و نهایتاً به فرزندخواندگی خود پذیرفت.

▫️بین فرزندان هاشم و فرزندان برادرزاده‌ی وی یعنی امیّه، کینه و حسد بسیاری واقع شد به طوریکه این دو شاخه مهم از قبیله قریش، سالیان دراز درگیر نزاع با یکدیگر شدند.

▫️هاشم به دلیل سخاوت و جوانمردى،بین مکّیان محبوبیّت فوق العاده‌اى داشت و امیّه به این همه موقعیّت و نفوذ عمویش در میان قبایل مختلف رشک مى‌برد. سرانجام امیّه، عموى خود را وادار کرد تا به اتّفاق یکدیگر نزد یکی از کاهنان عرب بروند تا هر کدام مورد تمجید او قرار گرفت، زمام امور مکه را به دست گیرد. اصرار امیّه موجب شد تا هاشم با دو شرط پیشنهاد برادرزاده‌اش را بپذیرد.

▫️اوّل آن که: هر کدام که محکوم شدند صد شتر در ایّام حج قربانى کند و دوم: شخص محکوم تا ده سال مکّه را ترک نماید.

▫️پس از این توافق به نزد کاهن رفتند، ولى برخلاف انتظار امیّه، تا چشم کاهن به هاشم افتاد زبان به مدح و ثناى وى گشود. این بود که امیّه طبق قرار قبلى مجبور شد تا ده سال مکّه را ترک کند و در شام اقامت گزیند.

▫️این قضیّه علاوه بر آن که بخشی از ریشه دشمنى‌هاى این دو طایفه را به خوبى روشن مى‌کند، علل نفوذ امویان را در منطقه شام نیز مشخّص مى سازد که چگونه روابط دیرینه امویان با شام مقدّمات حکومت آنها را در دوره هاى بعد فراهم ساخت.