توسعه اشتغال زنان «ضروری» نیست!
از موضوعاتی که امروزه به واسطه غفلت صاحبنظران به امری بدیهی تبدیل شده «ضرورت توسعه اشتغال زنان» است. گاه برخی مدیران و مسوولان چنان در این عرصه از یکدیگر گوی سبقت میربایند و چنان از چنین برنامهها وسیاستهایی با افتخار یاد میکنند که گویی اساساً مهمترین هدف جامعه اسلامی اشتغال زنان بوده است و بس!
1) بهتر است در ابتدا تعریف خود را از «اشتغال» مشخص كنم؛ منظور از اشتغال، انجام كاری معین، در اوقاتی مشخص، در بیرون از منزل با حقوق و مزایای معین است. لذا هرگونه درآمدزایی (نظیر كارهای خانگی) یا هرگونه فعالیت اجتماعی (نظیر امور داوطلبانه) را اشتغال به حساب نمیآوریم.
2) برای اشتغال زنان، منافع (كمك به اقتصاد خانواده و شكوفایی اقتصاد ملی، افزایش اعتماد به نفس و خودشكوفایی و ...) و آسیبهایی (نظیر ایجاد مشكلات جسمی و روانی برآمده از استرسهای ناشی از شرایط شغلی، تحتالشعاع قرار گرفتن وظایف خانوادگی و ...) برشمردهاند؛ اما فعلاً قصد نداریم كه بین دو دیدگاه موافق و مخالف اشتغال زنان داوری كنیم، چرا كه به نظر میرسد اصل و ریشه این اختلاف نظر و دعوا را باید در جای دیگری جست و تا آن موضع، تحلیل و ارزیابی نشود دعوا بر سر پیامدهای مثبت و منفی ناشی از اشتغال زنان پایان نخواهد داشت. به نظر میرسد آن ریشه و آن بنیان، شناخت «ماهیت زن، نقش و جایگاه آن» است كه البته ورود به این مبحث مهم مجال دیگری را میطلبد.
3) نکته این است که، پیشفرض ذهنی بسیاری از مدافعان و مخالفان اشتغال زنان «بدیهی انگاشتن ضرورت اشتغال زنان» است؛ موضوعی كه میتوان در بداهت آن چون و چرا كرد. چه كسی گفته كه «ضرورت اشتغال زنان» امری بدیهی است؟ با چه مبنایی چنین حرفی زده؟ چگونه این باور ایجاد شده؟ چگونه تا این اندازه توسعه و تعمیم یافته است؟ چگونه به امری بدیهی تبدیل شده كه اصولاً «نباید» یا بهتر بگویم اساساً «نمیتوان» درباره آن چون و چرا كرد؟ چرا تا سالها پیش، این «بدیهی» آنقدرها هم بدیهی نبود؟
4) تمدن و توسعه غربی با همه اصول، قواعد و شئون آن، مرزهای جغرافیایی جهان را درنوردیده یا حداقل آنها را متأثر كرده و بسیاری از باورها و قواعد فرهنگی مغایر با خود را، یا بهكلی از میان برده یا در سیلاب تبلیغ و تكرار تبلیغ، گوشهنشین و منزوی کرده است؛ اما چه كسی است كه باور كند «صدای بلندتر مساوی با منطق قویتر» است؟ اگر امروز دیگر كمتر كسی جرأت آن را دارد كه «بدیهی انگاشتن ضرورت اشتغال زنان» را با چالش مواجه كند، اما همیشه اینطور نبوده و اینطور نیز نخواهد ماند. «توسعه اشتغال زنان در همه حوزهها» و ایجاد «فرصت برابر اشتغال میان زنان و مردان» در جامعه، پیشفرضها و پیامدهایی دارد كه به هیچ عنوان با رویكردهای دینی قابلیت جمع ندارند. برای پرهیز از بدفهمی، تذكر این نكته لازم است كه اسلام هرگز با «اشتغال زنان» مخالفت نكرده، اما مسلماً با رویكرد بدون حدو مرز و در همه مشاغل نیز ناسازگار است.
5) در نگاه دینی، نقش و جایگاه «مرد» و «زن» بهدقت تبیین شده، ماهیت و روحیات زنان و مردان بهخوبی بیان شده و نقش «خانواده» به عنوان ركن اصلی تربیت و سلامت جامعه مورد تأكید قرار گرفته است. لذا «اشتغال زنان» فارغ از برخی ضرورتها، هرگز بهخودی خود یك ارزش محسوب نشده است و خصوصاً اشتغال زنان در مشاغل غیر متناسب با ظرفیتها و روحیات آنها، هرگز توصیه و تأیید نشده است.
6) فراموش نكنیم كه رویكرد غربیان به زن و به خانواده، بخشی از رویكرد عمومی آنها به انسان و هدف از خلقت آن است. نظام سرمایهداری به چیزی جز منفعت و بهره بیشتر فكر نمیكند و حاضر است برای مصرف بیشتر تولیدات خود، انسانها را به هر وضعیت یا بهتر بگویم به هر خفّتی مبتلا كند. «تخریب نظام خانواده» هدف پنهان نظام سرمایهداری برای رسیدن به منافع سیریناپذیر مادی است؛ نسخهای كه برای دیگر جوامع پیچیده و امری كه اینك بنیان جوامع خودشان را نیز با اضمحلال مواجه كرده است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پینوشت: این يادداشت به لطف روزنامه «صبح نو» در روز سه شنبه نهم آبان ماه 1396 در این روزنامه منتشر گرديد. براي مشاهده متن ميتوانيد از لينك زير استفاده كنيد: