در ادامه یادداشت قبلی (با عنوان نفوذ در جهاددانشگاهی با استحاله‌ی ارکان معرفتی، فکری و فرهنگی)، برخی ملاحظات و مخاطرات مرتبط با توسعه‌ی حوزه آموزشی در جهاددانشگاهی را می‌توان به شرح ذیل برشمرد:
🔹 اول.تا حدود سال 1370، جهاددانشگاهی رسماً عهده‌دار دو وظیفه اصلی انجام «تحقیقات» و امور «فرهنگی» بود و «آموزش» جزء مأموریتها و وظایف اصلی جهاددانشگاهی محسوب نمی‌شد. بعدها در اصلاحیه‌ی اساسنامه (یعنی در اساسنامه مصوب سال 1370)، برخی وظایف مرتبط با این حوزه نیز اضافه شد.
🔹دوم. برخی پیشکسوتان جهاد معتقدند ورود جهاد به عرصه آموزش از باب اضطرار و عمدتاً با هدف تأمین منابع مالی لازم جهت انجام امور فرهنگی و توسعه بخش تحقیقات انجام شد. نوع آموزشهای کوتاه‌مدت ارائه شده توسط واحدها (که عمدتاً در حوزه‌ی آموزشهای عمومی مورد نیاز اقشار مختلف جامعه بوده است) این تحلیل را تقویت می‌کند.
🔹سوم. ویژگیهای وسوسه‌کننده درآمدهای آموزشی (نظیر روال‌های ساده‌تر در فرآیند ایجاد و توسعه مراکز آموزشی، وجود مقررات و رویه‌های تثبیت شده در بخش عمومی، سادگی تأمین کادر آموزشی، سرعت در سوددهی و ...) به‌تدریج واحدهای جهاد را به توسعه این حوزه سوق داد، به نحوی که امروز شاهدیم تعداد قابل ملاحظه‌ای از واحدها، اصلی‌ترین فعالیت و درآمدشان از آموزش است.
🔻اما این اتفاق چرا برای جهاددانشگاهی (به عنوان نهاد انقلابی) مخاطره‌آمیز است؟
عمده‌ترین دلایل:
▫️1.حوزه آموزشی به لحاظ ماهیت و نوع کارکرد، آمادگی بیشتری دارد تا ضمن بازتولید مقررات بخش دولتی، فرآیندها، اصول و ارزشهای سازمانهای بیرونی را پذیرفته و در داخل جهاد بومی‌سازی کند.
▫️2. توسعه مراکز آموزشی در جهاد، بابی است برای ورود «دیگران» به داخل (اعم از فراگیران، خانواده‌های آنها، مدرسان و ...) که لاجرم مراکز برای حفظ وضعیت درآمدزای خود، ملزم به رعایت هنجارهای آنها شده و در نهایت منجر به تغییر فضا و فرهنگ سازمانی خواهد شد. به این ترتیب به تدریج شاهد نفوذ و غلبه اصول، باورها، هنجارها، ارزشها و در یک کلام فرهنگ غیر انقلابی (دولتی ـ بخش خصوصی) در یک نهاد انقلابی هستیم.
👈- به طور مختصر، دو عامل فوق را می‌توان عمده‌ترین عوامل «عرفی شدن» فرهنگ سازمانی جهاددانشگاهی دانست.
👈 - از سوی دیگر افزایش سهم درآمدهای آموزشی از کل درآمدهای جهاد (روندی که از کمتر از 10 درصد در سالهای ابتدایی آغاز شد و در سالهای اخیر حتی تا حدود 40 درصد درآمدها را نیز شامل شد) باعث وابستگی بیشتر سازمان به این حوزه شده و «عرفی شدن» در جهاد سرعت بیشتری می‌گیرد و به‌تدریج «حوزه آموزشی» خود را و رویه‌ها و الزامات خود را به سایر حوزه‌ها تحمیل می‌کند.
♦️ برخی نشانه‌های حاکمیت یافتن رویه‌ها و الزامات حوزه آموزش در مجموعه جهاد:
▫️- اصرار برخی به استقرار «هیات علمی آموزشی» در جهاد در سالهای اخیر، که اگر در برابر آن مقاومت نمی‌شد، به‌زودی شاهد فروپاشی کامل حوزه پژوهشی بودیم.
▫️- واگذاری افتخارآمیز! امور مرتبط با جذب اعضای هیات علمی جهاد به مقررات بخش دولتی و حاکم کردن سازوکارهای وزارت علومی و وزارت بهداشتی در جهاد از طریق «استقرار هیات اجرایی جذب»، که به‌تدریج مدیریت کلان این بخش حساس و عمده از منابع انسانی جهاد را از دست ما خارج خواهد کرد.
👈 این چنین است که «فعالیتهای آموزشی» که در جهاد از باب «اکل میته» آغاز شد، بالقوه می‌تواند تمامی این نهاد و دستاوردهای خود را در خود حل و هضم کند و به آرامی یک نهاد انقلابی را که قصد داشت دانشگاه‌ها را جهت‌دهی کند، به یک دانشگاه تمام‌عیار دولتی یا نهایتاً غیر انتفاعی تبدیل نماید (داستاني شبيه اسب تروا).
🔻اکنون پرسیدن این سؤال معنای روشن‌تری دارد که: سهم معاونت آموزشی (و دیگر معاونتها) از فعالیتهای توسعه‌ای جهاددانشگاهی را چه کسانی و با چه استدلالی تعیین می‌کنند؟