تأملات جنگی ـ 8؛ سرودههای حماسی، موشکهای جنگ نرم
هر جنگی، ابزار ویژهی خود را میطلبد. در روزگاران دور، تعداد بیشتر نظامیان، یکی از اصلیترین عناصر تعیین کنندهی برتری در جنگها محسوب میشد، اما در روزگار مدرن و به لطف پیشرفت دانش و فناوری، بهتدریج ورق محاسبات برگشت و دارندگان سازوبرگ جنگی و تجهیزات پیشرفته، به فاتحان جنگها بدل شدند (همچنانکه یکی از علل اصلی شکست سپاه ایران در جنگهای معروف با امپراتوری روس در دورهی قاجار، نداشتن ابزار جنگی مؤثر همچون «توپ جنگی» ذکر شده است).
در بیش از یک قرن اخیر و خصوصاً بعد از پایان جنگ جهانی دوم، این نوع از برتریطلبی فناورانه و تولید ادوات پیشرفته جنگی، عرصهی مسابقهای بینالمللی در تولید تسلیحات نظامی پدید آورد که آثار و تبعات نظامی، اقتصادی و انسانی بیشماری را بر جای گذاشت؛ تولید بمب هستهای، انواع سلاحهای کشتار جمعی، سلاحهای شیمیایی و میکروبی، زیردریاییها، هواپیماهای رادارگریز، انواع موشکها، به کارگیری لیزر، پلاسما و ... ظرفیت عظیمی از دانش، سرمایهی مادی و انسانی بشریت را به خود اختصاص داد که اگر درصد کوچکی از آن صرف عمران و آبادی و رفاه انسانها میشد، امروز شاهد بهشتی بزرگ بر روی زمین بودیم.
اما در کنار این فناوریهای مادی، بهزودی معلوم شد که نوع دیگری از سلاح نیز وجود دارد که در مقام اثرگذاری کم از تجهیزات مکانیکی ندارد! این نوع از فناوری نرم، قادر است بدون جنگ و کشتار و خونریزی، انسانها را وادار به تسلیم کرده و فتح سرزمینها را ممکن سازد.
این چنین شد که «جنگ سرد» و مبارزه رسانهای در جهت گسترش نفوذ و سلطه از طریق تبلیغات و تسخیر روانی مخاطبان به دستور کار اصلی جنگافروزان جهانی تبدیل شد و تاریخ نیز شاهد است که نظام سرمایهداری غربی با بهرهگیری از همین ابزار، چگونه توانست بدون رودررویی نظامی با نظام سوسیالیستی و کمونیستی، آن را از دور رقابت خارج کند.
تجربهی مذکور نشان داد که برای مقاومت و برای ماندن در عرصهی مبارزه، داشتن عِدّه و عُدّه و تجهیزات و ماشین جنگی پیشرفته، کافی نیست؛ جنگ نرم، ابزار نرم میطلبد و در عرصهی تقابل امروزین با دشمن، نباید از تولید خبر، گزارش، تصویر، فیلم، توییت، انیمیشن، بازی و ... غفلت کرد.
تجربهی افسران ورزیده جنگ نرم در جنگ تحمیلی سوم نشان داد که چگونه یک سروده، یک رَجَز، یک مداحی، یک نماد (مثل پرچم یا کولهپشتی مدرسه) یا یک انیمیشن (شبیه تولیدات لوگویی) میتواند تا عمق قلب و جان مخاطبان داخلی و خارجی نفوذ کرده و حرکت و شور و شعور بیافریند.
جامعهی شاعران و مداحان حماسیخوان در دو جنگ اخیر، اثرگذاری بیبدیلی در پشتیبانی از میدان جنگ نظامی داشتند که این نقشآفرینی در مجال وسیعتری شایستهی تحلیل است.