از جمله اقدامات بسیار پسندیده‌ی رسانه‌ی ملی که در یکی دو سال گذشته نمود بیشتری داشته، بازتاب حرکتهای اجتماعی مردم در جوامع کوچک (به لحاظ جمعیتی) است؛ خصوصاً نمایش مناسک جمعی، تجمعات و راهپیمایی‌های مردم در روستاهای کشور که گاه «به نسبت جمعیت»، حتی شورانگیزتر از مناطق شهری برگزار می‌شود.

مصداق کامل آن را در چهار مقطع زمانی چند ماه اخیر، می‌توان در راهپیمایی 22 دی ماه که پس از شبه‌کودتای دی ماه شکل گرفت، در راهپیمایی 22 بهمن، در راهپیمایی 22 اسفند روز جهانی قدس و مهم‌تر از همه در تجمعات روزانه و شبانه‌ی مربوط به جنگ تحمیلی سوم و حمایت از نیروهای مسلح که هم چنان استمرار دارد، مشاهده کرد.

میزان و حجم استحکام، همدلی، بصیرت و شور انقلابی مردم، آن هم در یک نظام حدود 48 ساله که در تمام این سالها مورد هجوم شبانه‌روزی و سنگین انواع تهاجمات اقتصادی، سیاسی، شناختی، نظامی، امنیتی و فرهنگی بوده، آن چنان غیر قابل باور است که دشمن مجبور است آن را به هوش مصنوعی منتسب کند!

شاید اگر هیچ نشان دیگری از «پیروزی قطعی موعود» بر نظام سلطه‌ی جهانی هم نداشتیم، همین یک نشانه (یعنی گسترش روحیه‌ی ایمان و عمل انقلابی در دورترین نقاط جغرافیایی و کوچکترین واحدهای جمعیتی کشور) کافی بود.

مرو خاطره‌ای از رهبر شهیدمان، این باور را تعمیق می‌کند؛ ایشان در گفتاری فرمودند: «در زمانی که حضرت امام (ره) در پاریس بودند، عده‌ای آمدند و گفتند که در فلان روستا، (یکی از روستاهای اطراف خمین)، مردم راهپیمایی کرده‌اند. ملّای ده، جلوی جمعیّت حرکت می‌کرده و مردم شعار می‌دادند، همان شعارهایی که در تهران می‌دادند؛ امام فرموده بودند که وقتی من این را شنیدم، گفتم این انقلاب پیروز خواهد شد» (بیانات در تاریخ 25 اسفند 1394 در دیدار اعضای مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم).

سپس خودشان در تحلیل این خاطره فرمودند: «این انقلابی که این‌جور نفوذ دارد که تا فلان دِه می‌رود و مردم آنجا هم حرکت می‌کنند، پیروزشدنی است؛ یعنی همه‌ی ملّت، همه‌ی آحاد مردم آمدند به میدان. و این بود که رژیم پرسابقه‌ی متّکی به قدرتهای درجه‌ی یک عالم را توانست شکست بدهد و به زانو دربیاورد و از میدان خارج کند. انقلاب ایران با توپ و تفنگ و کودتا و نیروی نظامی که پیش نرفت، فقط با حضور مردم پیش رفت؛ حضور بدنهای مردم، جسمهای مردم. دلها خوبند، دلها مؤثّرند امّا دلها وقتی در خانه‌ها بتپند و بیرون نیایند، هیچ اثری نمی‌گذارند؛ وقتی این دل تأثیرش آن‌چنان شد که جسم را حرکت داد و آورد به خیابان، آن‌وقت می‌شود آن راه‌پیمایی‌ها، می‌شود آن حرکت عظیم؛ و رژیم پادشاهی، با آن سابقه، با آن حمایتی که آمریکا از او می‌کرد و دیگران می‌کردند به‌وسیله‌ی مردم شکست خورد.»

بله، همین گونه است؛ یک حرکت اجتماعی وقتی ماندگار و اثرگذار است که در عمق دل و جان آحاد مردم ریشه دوانده باشد.

دیروز سخن از سرنگونی استبداد پهلوی بود، امروز عرصه‌ی رویارویی منطقه‌ای و بین‌المللی با تمدن نفسانی و بریده از انسانیت غرب است. با این تمایز که این بار ریشه‌های این نهضت الهی و انقلابی، نه تنها در میان ملت‌های مسلمان، بلکه در دل و جان تمام آزادیخواهان بی‌شمار جهان نیز مستحکم شده است.