«جهاد سازندگی» را به یک تعبیر می‌توان «اَبَر رویش» انقلاب اسلامی دانست؛ نهادی که اگر بدخواهی برخی غرب‌باوران و ساده‌اندیشی برخی تئوری‌پردازان فارغ از جهان‌بینی توحیدی نبود، می‌توانست گرانیگاه اصلی نظری و نقطه‌ عزیمت عملی عبور از نظام مدرن غربی به مدل حکومتی برآمده از انقلاب اسلامی باشد. جهادسازندگی، در مدت‌زمان کوتاه حیات خود، چنان بالندگی داشت که جوانه‌ بسیاری از نهادهای اصیل انقلاب اسلامی (همچون جهاد دانشگاهی، جهاد خودکفایی و ...) در بستر آن روییدن گرفت و به‌سرعت به ثمر نشست.بر همین اساس، احیای جهادسازندگی را نباید ایده‌ تازه‌ای دانست، چراکه تقریبا از همان زمان انحلال این نهاد مبارک انقلاب اسلامی، عده‌ای به‌دنبال احیای آن بودند و امید است تکاپوهای نظری سال‌های گذشته و ماه‌های اخیر بتواند این اجماع مبارک اخیر را به سرانجام مطلوب برساند.  آنچه در این میان، برخی به‌درستی بدان تذکر داده‌اند، «چگونگی این احیا»ست. سوال اصلی این است که آیا احیای جهاد سازندگی، به معنای احیای همان ساختارهایی است که در دهه‌60 فعال بود؟ آیا موضوع و زمینه فعالیت‌ها، همان فعالیت‌های دهه نخست خواهد بود؟ درخصوص شیوه‌های جلوگیری از بروز معضلاتی که منجر به انحلال این نهاد شد، ماموریت و جایگاه امروزی، نیروی انسانی، فرهنگ سازمانی و موضوعاتی از این دست نیز بحث‌های مشروح و مفصل دیگری باید ارائه شود.اما به‌اجمال، آنچه از هویت و سابقه‌ این نهاد انقلاب اسلامی (فارغ از محتوای عملکرد آن) برمی‌آید، این است که محور حرکت جهاد سازندگی (که اتفاقا می‌تواند در دوره جدید نیز همچنان به‌عنوان مبنا قرار گیرد) را می‌توان در چند ویژگی ذیل خلاصه کرد؛

 1. شناسایی مسائل و مشکلات: مهم‌ترین ویژگی جهاد سازندگی، شناسایی و ورود به حل مسائل و مشکلات اصلی کشور بود. در مقطع زمانی پیروزی انقلاب اسلامی، به‌واسطه ترکیب و پراکندگی جمعیت کشور که قریب به 70درصد آن را جمعیت روستایی تشکیل می‌داد، همچنین مشکلات بسیار گسترده ناشی از نبود امکانات اولیه زندگی (نظیر آب آشامیدنی سالم، برق، جاده، بهداشت و ...)، رسیدگی به امور عمرانی در روستاها به‌عنوان «مساله» اصلی شناسایی شد و تمام هم و غم جهادگران، صرف رسیدگی به تامین زیرساخت‌های معیشتی در روستاها شد اما شرایط و مسائل امروز کشور، با اوضاع و معضلات چهار دهه پیش متفاوت است و لذا می‌توان با حفظ همان رویکرد (یعنی ضرورت پرداختن به مسائل و مشکلات اصلی) زمینه‌های تازه‌ای را برای فعالیت جهاد سازندگی (همچون کارآفرینی و اشتغال و ...) شناسایی کرد.
2. اولویت‌بندی مسائل و مشکلات: با توجه به محدودیت منابع مادی و انسانی، گام مهم بعدی در فعالیت‌های جهاد، توجه به مسائل «اصلی» و پیشران‌ها بوده و همچنان خواهد بود؛ به‌عنوان‌مثال پرداختن به برخی معضلات اقتصادی و اجتماعی پایه همچون «اشتغال»، می‌تواند راهگشای حل بسیاری از مسائل دیگر (نظیر ازدواج و ...) باشد.
3. شناسایی ظرفیت‌های مادی و غیرمادی (انسانی): معمولا ظرفیت‌های ممکن برای اجرای برنامه‌ها، فراتر از ظرفیت‌های «بخش دولتی» است اما اغلب، بهره‌برداری مناسبی از ظرفیت بخش غیردولتی در اجرای برنامه‌های توسعه‌ای، انجام نمی‌گیرد که یکی از دلایل این مساله، نبود شناخت درخصوص منابع موجود است. یک ویژگی مهم جهاد سازندگی، تنوع و توسعه ارتباطات با تمامی بخش‌های دارای ظرفیت در امر توسعه بوده که همچنان می‌تواند به‌عنوان راهبرد اصلی این نهاد مدنظر باشد.
4. ساماندهی نیروهای انسانی داوطلب: ازجمله مهم‌ترین توانمندی‌های جهاد سازندگی، توانایی ساماندهی، هم‌افزایی و استفاده از ظرفیت نیروهای انسانی داوطلب بوده که این ویژگی در سازوکارهای فعالیت گروه‌های جهادی همچنان موجود است و می‌تواند محور فعالیت تشکیلاتی این نهاد در آینده نیز باشد.
5. هدایت دستگاه‌های اجرایی به رفع معضلات دارای اولویت براساس ظرفیت‌های موجود: جهاد سازندگی نهادی در عرض و موازی با دیگر دستگاه‌ها و نهادهای دولتی نیست و نباید باشد. جهاد سازندگی می‌تواند همان دستگاه «فرابخشی» باشد که وظیفه هدایت و مدیریت ظرفیت‌های ملی و منطقه‌ای را در تمامی بخش‌های دولتی و غیردولتی، برای پیشبرد برنامه‌ها و رفع مشکلات اقتصادی و اجتماعی، برعهده بگیرد. در کنار تمام ویژگی‌های فوق، شوق «خدمت به مردم» و «اخلاص در عمل» را می‌توان به‌عنوان ویژگی ممتاز نیروی انسانی شاغل در جهاد سازندگی دانست که رمز تمامی موفقیت‌های گذشته این نهاد مبارک انقلاب اسلامی بوده و همچنان می‌تواند و باید به‌عنوان محور اصلی فرهنگ سازمانی آن، موردعنایت و تقویت قرار گیرد.
ـــــــــــــــــــــــــــــ

منتشر شده توسط روزنامه «صبح نو»

دوشنبه 17 آبان 1400، صفحه 9

https://sobhe-no.ir/newspaper/1291/9/52304