🔸 نهضت مدرنيته که با رنسانس در اروپا آغاز شد، چنان تاثيرات شگرفي ابتدا بر خاستگاه خويش يعني غرب و سپس برعالم و آدم گذاشت که به درستي مي‌توان مرز يا دره عميقي را بين دو مقطع قبل و بعد از رنسانس و ظهور و استقرار مدرنيته، مشاهده نمود و بر اين اساس تاريخ غرب و عالم را به دو عنوان مدرن و ماقبل مدرن تعبير نمود.

🔸 هرچند مباني نظري مدرنيته خاستگاه‌هايي در فلسفه‌ها و انديشه‌هاي پيشين نيز دارد، اما شکل گيري آن به عنوان فلسفه اي جامع که پس از چند قرن بسطي عالمگير يافت و تمدني کاملا ويژه و متفاوت با تمدنهاي پيشين خلق کرد، امري کاملا بديع و بي نظير است.

🔸 ایرانیان در مواجهه با مدرنیته این رویکرد غالب را برگزیدند که: وجوهي از مدرنيته مثبت و قابل اخذ است مانند تکنولوژي مدرن و علوم تجربي، اما سایر مظاهر فرهنگي و ايدئولوژي و اخلاقيات مدرن وجوهی منفی است که باید از آن اجتناب کرد.

🔸 ديدگاه شهيد آويني در مورد مدرنيته آشکارا از این ديدگاه رايج فاصله دارد و در مجموع وي را بايد در زمره کساني دانست که قائل به تفکيک مدرنيته به دو بخش خوب و بد نبوده و کليت آن را اعم از فرهنگ و اخلاق و علم و تکنولوژي مدرن به نقد و طرد مي‌کشد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

📚 تلخیصی از مقاله «آوینی و مدرنیته»، نوشته مهدی نصیری