امام خمینی (ره) در یکی از آخرین پیام‌های خود که در تاریخ 2 فروردین 1368 به مناسبت نیمه شعبان و خطاب به مهاجرین جنگ تحمیلی صادر شد، اشارات قابل تأملی دارند؛ در ادامه بخشی از مهم‌ترین فرازهای این پیام نقل می‌شود (به نقل از صحیفه نور؛ جلد 21)

ــــــــــــــ

غرب و شرق ... ضربات سختی از‏‎ ‎‏اسلام خورده اند و تصمیم گرفته‌اند که به هر وسیلۀ ممکن آن را در ایران که مرکز اسلام‏‎ ‎‏ناب محمدی است نابود کنند. اگر بتوانند با نیروی نظامی، اگر نشد، با نشر فرهنگ مبتذل‏‎ ‎‏خود و بیگانه کردن ملت از اسلام و فرهنگ ملی خویش و اگر هیچ کدام از اینها نشد،‏‎ ‎‏ایادی خودفروخته‌ی خود از منافقین و لیبرالها و بی‌دین‌ها را ... در مراکز ادارات نفوذ می دهند که شاید‏‎ ‎‏به مقاصد شوم خود برسند.

ــــــــــــــ

من بارها اعلام کرده‌ام که با هیچ کس در هر مرتبه‌ای که باشد عقد اخوت نبسته‌ام.‏‎ ‎‏چهارچوب دوستی من در درستی راه هر فرد نهفته است. دفاع از اسلام و حزب الله اصل‏‎ ‎‏خدشه ناپذیر سیاست جمهوری اسلامی است.

ــــــــــــــ

ما باید‏‎ ‎‏دشمن سرسخت کسانی باشیم که پرونده‌های همکاری آنان با امریکا از لانه‌ی جاسوسی‏‎ ‎‏بیرون آمد.

ــــــــــــــ

کسانی که از منافقین و لیبرالها دفاع‏‎ ‎‏می‌کنند، پیش ملت عزیز و شهید دادۀ ما راهی ندارند.

ــــــــــــــ

انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطۀ‏‎ ‎‏شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت ارواحنافداه است.

ــــــــــــــ

مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظه‌ای مسئولین را از وظیفه‌ای که بر عهده دارند‏‎ ‎‏منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهوری‏‎ ‎‏اسلامی تمامی سعی و توان خود را در ادارۀ هر چه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنا‏‎ ‎‏نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف‏‎ ‎‏کند. ‏

ــــــــــــــ

مردم عزیز ایران که حقاً چهرۀ منوّر تاریخ بزرگ اسلام در زمان معاصرند، باید سعی‏‎ ‎‏کنند که سختیها و فشارها را برای خدا پذیرا گردند تا مسئولان بالای کشور به وظیفۀ‏‎ ‎‏اساسی‌شان که نشر اسلام در جهان است برسند.

ــــــــــــــ

من بار دیگر از مسئولین بالای نظام جمهوری اسلامی می‌خواهم که از هیچ کس و از‏‎ ‎‏هیچ چیز جز خدای بزرگ نترسند و کمرها را ببندند و دست از مبارزه و جهاد علیه فساد و‏‎ ‎‏فحشای سرمایه داری غرب و پوچی و تجاوز کمونیزم نکشند که ما هنوز در قدمهای اول‏‎ ‎‏مبارزۀ جهانی خود علیه غرب و شرقیم.‏

ــــــــــــــ

چگونه در دنیای به اصطلاح آزاد، الزام زنان و دختران مسلمان به رفع حجاب‏‎ ‎‏عین دموکراسی است؟ ... چرا دنیا در برابر کسی که اجازه ندهد تا دختران مسلمان به دلخواه خود با پوشش‏‎ ‎‏اسلامی در دانشگاهها درس بخوانند یا تدریس کنند، ساکت نشسته است؟ جز این است‏‎ ‎‏که تفسیر و تأویل آزادی و استفاده از آن در اختیار کسانی است که با اساس آزادی‏‎ ‎‏مقدس مخالفند؟