وضع امروز جهان، منطقه و ایران کاملاً متفاوت با گذشته است؛ هرچند اهداف کمابیش همان اهداف قبلی هستند، اما معادلات قدرت، اولویت‌ها، نوع تعاملات، استراتژی‌ها و برنامه‌های گروه‌های ذی‌نفوذ داخلی و خارجی، شکل دیگری گرفته است. لذا لازم است همه‌ی گروه‌هایی که تمایل به ماندن و اثرگذاری دارند، به تناسب فرصتها، تهدیدها، معضلات و توانمندی‌ها، طرح تازه‌ای دراندازند.

در همین چارچوب، ضرورت «نوسازی جریان اصولگرایی» پس از پایان انتخابات ریاست جمهور سال گذشته توسط برخی چهره‌های اصلی این جریان مطرح شد که از جمله می‌توان به ایده‌ی دکتر قالیباف تحت عنوان «نواصولگرایی» اشاره کرد. حداقلی‌ترین معنای نواصولگرایی، دعوت جبهه اصولگرایان است به بازخوانی و تعریف دوباره مبانی، راهبردها و تاکتیک‌ها در تناسب با اوضاع کنونی کشور، منطقه و جهان.

به نظر می‌رسد در این فرآیند بازخوانی، توجه به موارد ذیل حائز اهمیت باشد:

1- نقد عملکرد گذشته: در طول چهار دهه گذشته، اصولگرایان مدیریت بخشهای مختلفی را در کشور بر عهده داشته‌اند که حضورشان گاه با عدم توفیق‌هایی هم همراه بوده است. لذا نخستین گام این جریان می‌تواند نقد مواضع و عملکرد خود با تأکید بر شناخت زمینه‌های ناکارآمدی قبلی باشد.

2- توجه به خود به جای پرداختن به رقیب: هر چند جناح مقابل در حوزه‌ی نظر و عمل دارای کاستی‌های جدّی است، اما وجود «طرح جایگزین» برای پوشاندن آن کاستی‌ها نیز، اهمیت به‌سزایی دارد. به عبارت دیگر، «نقد» به‌تنهایی کافی نیست، «ارائه برنامه و طرح جایگزین» نباید مورد غفلت قرار گیرد.

3- بازسازی اعتماد در نزد افکار عمومی: در فرآیند مبارزات انتخاباتی سال قبل، «ترساندن مردم از حاکمیت اصولگریان» به عنوان استراتژی جناح دولتی برای حذف رقیب برگزیده شد؛ ترساندن مردم از اینکه اگر اصولگرایان حاکم شوند سایه‌ی ناامنی، فقر و جنگ به کشور بازخواهد گشت. اصولگرایان باید برای تقابل با این استراتژی، تدبیری بیندیشد و تلاش کند تا این ترس ذهنی موهوم زدوده شود. این کار با تبیین مبانی و برنامه‌ها و نیز نشان دادن نادرستی این فریب تبلیغاتی شدنی است.

4- توجه به حرمت و کرامت مردم و مخاطبان در تعاملات: علاوه بر ضرورت نقد عملکرد اجرایی، گاه گفتار و رفتار برخی افراد، رسانه‌ها و گروه‌های منتسب به این جبهه، زمینه‌ای ایجاد کرده تا رسانه‌های جناح مقابل، با بزرگنمایی و اغراق در آن، در مخاطبان و مردم وحشت نموده و آنها را از عواقب پیروزی اصولگرایان بترسانند. اصولگرایان باید خصوصاً رسانه‌های منتسب به خود را به تعاملی مکرمانه و مشفقانه با عموم مردم و منتقدان همراه کنند.

5- توجه به مبانی قدرت نرم اصولگرایی: اصولگرایان از سرمایه‌های معنوی مناسبی برخوردارند که همچنان بین طیف وسیعی از جامعه دارای اعتبار و ارزش است؛ مبانی فکری، انقلابی، دینی و پیشینه‌ی نظری و فرهنگی این جریان، گنجینه‌های ارزشمندی هستند که نیاز به استخراج و فرآوری دوباره دارد. «ظرفیتهای گفتمان چپ اقتصادی و سیاسی» که در دوره‌ی حاکمیت اصلاح‌طلبان (خصوصاً حاکمیت سیاستهای اقتصادی و فرهنگی نولیبرال کارگزاران) کاملاً مورد بی‌مهری قرار گرفته  و همچنین «گفتمان پرقدرت عدالت» ظرفیت‌های مناسبی هستند که همچنان می‌تواند به عنوان موتور محرک حرکتهای اجتماعی و سیاسی عمل کنند.

6- تبیین اصلی‌ترین مسائل و دغدغه‌های مردم و جامعه و تعیین موضع خود نسبت به آنها: برای مردم اهمیت دارد که بدانند مدیران جامعه، مشکلات موجود آنها را می‌بینند و می‌شناسند و نسبت به آنها دغدغه دارند. گاه پرداختن به مباحث صرفاً نظری، باعث ایجاد دافعه در مخاطبان می‌شود.

7- تبیین نسبت مباحث کلان نظری با معضلات موجود: لازم است مباحث از حوزه‌ی کلان نظری و تئوریک، به سوی مسائل واقعی و مبتلابه جامعه هدایت شود. نشان دادن ربط تئوریهای کلان با واقعیات جاری و مسائل ملموس مردم، و برنامه‌ریزی اجرای و عملیاتی برای رفع این معضلات، یکی از اصلی‌ترین نیازهاست.

8- پرهیز از تعصب جناحی: رویکرد عمومی حمایتگرانه‌ی رهبر معظم انقلاب در قبال همه‌ی دولتهای گذشته و فعلی (با وجود همه‌ی تفاوتها در سیاست گذاری و برنامه‌ریزی این دولتها)، نشانگر وجود زمینه‌های مثبت قابل دفاع در رویکردها و اقدامات هر یک از دو جناح عمده‌ی سیاسی کشور است. بر همین اساس بهتر است در گفتگو و تعامل با رقیب، یا طرفداران جناح مقابل، از ایجاد «دوگانه‌ی حق ـ باطل» و تخریب رقیب بر مبنای باطل دانستن او پرهیز شود. بپذیریم که در هر دو جناح اصولگرا و اصلاح‌طلب، مواضع و اقدامات قابل دفاع و قابل نقدی وجود دارد که باید منصفانه مورد ارزیابی قرار گیرد.

9- بهره‌گیری از تمامی ظرفیت‌های انسانی موجود: جناح اصولگرا از احزاب، گروه‌ها و اشخاص اثرگذار متعدد و متنوعی تشکیل شده است. برای رسیدن به مبانی مورد اجماع برای اقدام مشترک، به همفکری بیشتری نیاز است. اصولگرایان به «گفتگوی درونی مستمر» برای کشف و بهره‌گیری از این توان فکری و تجربی نیاز مبرم دارند؛ گفتگویی که امکان رسیدن به اشتراک در نظر و عمل و در نتیجه دستیابی به موفقیت را برای ایشان میسر می‌کند.