🔻 قسمت دهم و پایانی ـ سرسلسله‌‌ی فساد!

ـــــــــــــــــــ

👈 نه‌تنها دهها یادداشت نظیر آنچه تا کنون تقدیم شد، بلکه می‌توان دهها جلد کتاب در وصف خیانت‌ها و جنایتهای رضاخان و فرزند بدتر از خودش، به رشته‌ی تحریر درآورد (کما اینکه در این خصوص بسیار گفته و نوشته‌اند)، اما یقیناً بسط تاریخی بسیاری از خیانت‌هایی که این سلسله پایه‌گذارش بودند، همچنان ادامه داشته و دامنه‌ی جنایاتشان در حوزه‌های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران هنوز هم ملموس و مشهود است. اما چه می‌توان کرد که مجال اندک است و موضوعات بسیار؛ لذا این یادداشت، یادآور آخرین نکات در خصوص بنیانگذار حکومت استبدادی وابسته‌ی رضاخان خواهد بود.

ـــــــــــــــــــ

🔹 بی‌تدبیری رضاخان در دوره‌ی حدود 20 ساله‌ی حاکمیت خود، کار را بدانجا رساند که ایران که در سالهای دورتر، صادر کننده‌ی غله محسوب می‌شد، دچار قحطی و فقر شود؛ «شورش نان در تهران و دیگر شهرها»، تنها یکی از وقایعی است که بلافاصله پس از عزل رضاخان رخ نمود و جامعه را دچار آسیب کرد. بی‌لیاقتی رضاخان در دفاع از حاکمیت ملی، کار را به آنجا رساند که ایران تا سالها لگدمال حضور سربازان بیگانه‌ی بریتانیا و روس و دیگر کشورها شد، منابع‌مان به غارت رفت و طبق گواهی تاریخ هزاران هزار نفر از مردم طی سالهای بعد به‌واسطه‌ی اختلافات و درگیری‌های داخلی، گرسنگی و فقر و نبود بهداشت تلف شدند.

🔸 تهی کردن مشروطه از ماهیت خود و تحت سلطه درآورن مجلس شورای ملی، خیانت دیگر رضاخان به آرمانهای انقلابی بود که با حمایت گروه‌های مختلف مردم به ثمر نشسته بود.

🔹 رضاخان بنیانگذار نوع جدیدی از استبداد در ایران است که تا پیش از وی سابقه نداشت؛ «استبداد وابسته و در خدمت بیگانه». تمدید قرارداد نفتی با شرکت انگلیسی دارسی نمود بارزی از این سرسپردگی است. قاجار و پیش از قاجار، هر چه بودند، وابسته به بیگانه نبودند. از ویژگی‌های شخصیتی بارز رضاخان این بود: شدید و غلیظ در مقابل مردم، خوار و ذلیل در مقابل بیگانه!

🔸 مبارزه با هویت ملی و دینی، یکی از بزرگترین خیانتهای رضاخان بود که در قالب تظاهر به ملی‌گرایی صورت گرفت. اجرای نسخه‌های غیربومی در آموزش و پرورش، دادگستری، ساختار ادارت دولتی و نظایر آن، نمود بارز این تقلید کور از غرب است. او حتی در تقلید از غرب هم، مزایای فرهنگی آنها را (نظیر: پشتکار و سخت‌کوشی، جستجوگری، علم‌آموزی و ...) اخذ نکرد و تنها به برخی مظاهر آن بسنده کرد.

🔹 بذل و بخشش بخشهایی از سرزمین ایران به همسایگان، مبارزه‌ی صریح و خشونت‌بار با دین، علما و مظاهر دینی و فرهنگی، قتل خاموش بیش از ۲۰۰ شاعر و نویسنده به‌نام ایرانی، ثروت‌اندوزی، رانت‌خواری و ایجاد فساد سیستماتیک در حوزه‌ی اقتصاد کشور، تخریب خودکفایی و بنیانگذاری اقتصاد وابسته به غرب در کشور و حذف نقش مردم در اداره‌ی جامعه، تنها بخشهای کوچکی از اقداماتی است که رضاخان بدانها دست زد؛ اقداماتی که هنوز هم پیامدهای برخی از آنها با گذشت حدود یکصد سال، دامن اقتصاد و فرهنگ جامعه‌ی ایرانی را رها نکرده است.

👈 این بود سرگذشت حاکمی که با اذن انگلیس آمد با اشاره انگلیس رفت. برخی در این سالها بسیار کوشیدند تا چهره‌ی او را تطهیر کرده و بر جنایتهایش سرپوش بگذارند، اما هر که تورقی در تاریخ یکصد ساله‌ی اخیر ایران نماید، تنها چهره‌ای که از رضاخان در خاطرش می‌ماند همین خواهد بود: قزّاق قلدرِ بی‌سوادِ بی‌معرفتِ وابسته‌ی فاسدِ معتاد!