🔸خیانتهای یک عنصر وابسته (برشهایی از زندگی رضاخان)
🔹 قسمت پنجم ـ دانشگاه، فرهنگستان، دادگستری و ...
ـــــــــــــ
👈 مقدمه: این سلسله مطالب، فقط برای یادآوری برخی فرازهای زندگی پادشاه دست نشاندهی انگلیس ـ رضاخان ـ تهیه شده، تا مبادا «دروغ بزرگ» تریبون ملکه ـ بیبیسی ـ در خدمتگزار خواندش باورپذیر شود.
ـــــــــــــ
▫️ از جمله دیگر اقداماتی که در دورهی 20 سالهی حاکمیت رضاخان در ایران به انجام رسیده است میتوان به تاسیس دانشگاه تهران، ایجاد فرهنگستان، تأسیس بانک، تأسیس بیمه، ایجاد سازمان ثبت احوال، تأسیس رادیو و خبرگزاری اشاره کرد.
▪️ اما نقطهی مشترک همهی این اقدامات یک چیز است: برنامهریزی، مدیریت و اجرای پروژهها توسط اروپاییان و تأمین منابع مالی و انسانی توسط رضاخان.
▫️ در این میان شاید بررسی یک نمونه کافی باشد؛ «تأسیس دانشگاه تهران»
👈 نکته اول: ایده تاسیس مدارس عالی از زمان امیرکبیر (تاسیس دارالفنون) در ایران وجود داشت و حدود 25 سال قبل از ورود رضاخان به عرصهی سیاسی ایران، مدارس آموزش عالی مختلفی در کشور فعال بود؛ از جملهی آنها میتوان به دانشسراهای تربیت معلم، مدرسه تجارت، مدرسهی طب، مدرسهی فلاحت، مدرسهی داروسازی و مدرسهی حقوق اشاره کرد (بعضاً تأسیس شده توسط مستشاران فرانسوی نظیر آدولف پرنی و گاستون دومورنی) و «دانشگاه تهران» در واقع تجمیع آن عده از مدارس آموزش عالی بود که پیش از آن ایجاد شده بودند.
👈 نکته دوم: همچنانکه قبلاً نیز ذکر شد: فرآیند نوسازی خاورمیانه، برنامهای بود که با مدیریت و هدایت اروپا از سالها قبل آغاز گردیده بود و همزمان با ایران در سایر کشورهای منطقه نیز (ترکیه، عراق، لبنان و ...) در جریان بود. به نحوی که چه رضاخان بهقدرت میرسید و چه نمیرسید، اقدامات مشابهی در جهت نوسازی کشور در دستور کار قرار داشت که توسط دولتهای وقت اجرا میگردید.
👈 نکته سوم: حمایت نسبی رضاخان از ایجاد نهادهای مدرن در ایران، ناشی از شیفتگی او در مقابل تمدن غربی و پذیرش بیچون و چرای توصیههای مشاوران غربگرا و مستشاران خارجی بود، نه از سر تشخیص نیاز و احتیاجات کشور. همین امر باعث گردید که سنگ بنای ایجاد رشتههای دانشگاهی در ایران «تقلید» باشد. رشتهها و دروس دانشگاهی ایران، از ابتدا براساس الزامات و مسائل ممالک اروپایی طراحی و تدوین شد و این چنین شد که فارغالتحصیلان دانشگاهی ما چندان به درد رفع مسائل و معضلات کشور خود نمیخوردند.
👈 نکته چهارم: تقریباً همزمان با ایجاد نهاد جدید «دانشگاه» در ایران، تلاش رضاخان برای سرکوبی نهاد سنتی حوزههای علمیه نیز آغاز شد. اساساً جهتگیری آموزش عالی در دورهی رضاخان، «حذف عنصر دیانت» در فرآیند تربیت جوانان کشور بود، به طوری که فضاسازی غربی محیط دانشگاهها و مقابله با تعالیم مذهبی در آن، از ابتدا با همین هدف دنبال شد.
🔻 در خصوص نکتهی آخر (یعنی اسلامستیزی رضاخان) در قسمتهای بعدی بیشتر سخن خواهیم گفت.
ـــــــــــــــــ
📚 پینوشت: چندی پیش فایلی از ایرج حسابی پسر پرفسور محمود حسابی (درخصوص خاطره ایشان از تأسیس دانشگاه تهران) در فضای مجازی منتشر شد که مقایسه توضیحات وی با متن اصلی خاطرات، نشان میدهد خاطره ایرج حسابی حداقل در 4 فراز با خاطرات پرفسور حسابی مغایرت دارد؛ اول: نشست صمیمانهای در کار نبوده، دوم: مکالمات بین وی و رضاخان آنگونه که ادعا شده نبوده، سوم: برآورد ریالی غلطی برای تأسیس دانشگاه به نقل از پرفسور حسابی مطرح شده و چهارم: ماجرای انتخاب زمین دانشگاه به صورت ادعایی، کذب محض است.
👈برای مشاهده کتاب خاطرات پرفسور حسابی (ص 173) از لینک ذیل استفاده کنید: